اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
495
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
هم اهل آن را بوسيله آن هلاك سازد ، يا خدا از بيشترش ميگذرد . » و گفت : الخلق كلهم عيال الله فاحب الخلق الى الله احسن الناس الى عياله ، « مردم همگى عيال خدايند ، پس محبوبتر مردم نزد خدا كسى است كه به عيال خدا بيشتر نيكى كند . » و مردى از او پرسيد و گفت : چه كسى خدا را بيشتر دوست دارد ؟ پس گفت : انفع الناس للناس ، « سودمندترين مردم براى مردم . » ( گفت ) كدام يك از كارها را خدا بيشتر دوست دارد ؟ گفت ادخال سرور على مسلم ، اطعام جوعته و كساء عورته و قضاء دينه ، « شادمان ساختن مسلمانى ، خوراك دادنش در گرسنگى و پوشيدن عورتش و پرداختن وامش . » و گفت : ان الله ينصب للغادر لواء يوم القيامة فيقال ، الا ان هذا لواء فلان ، « همانا خدا در روز رستاخيز براى خيانتكار پرچمى افراشته سازد و گفته شود : بدانند كه اين پرچم فلانى است . » و كسى [ به او ] گفت : ما را به خصلتهايى كه منافق بدانها شناخته شود خبر ده . پس گفت : من حلف فكذب ، و وعد فاخلف ، و خاصم ففجر ، و أوتمن فخان ، و عاهد فغدر ، « كسى كه سوگند خورد پس دروغ گويد ، و وعده دهد پس خلف كند ، و خصومت ورزد پس از حق عدول كند ، و امين شمرده شود پس خيانت ورزد ، و عهد و پيمان بندد پس نقض كند . » و گفت : ان الله ليسال العبد يوم القيامة حتى انه يقول له : فما منعك ان رأيت المنكر ان تنكره ؟ فاذا لقن الله عبده حجته قال : يا رب انى وثقت بك و خفت من الناس ، « بدرستى كه خدا روز رستاخيز از بنده اش پرسش مىكند تا آنجا كه به او مىگويد : منكرى را كه مىديدى چه مانعى داشتى كه از آن نهى ميكردى ؟ و آنگاه كه خدا برهان بنده اش را به او تلقين كند ، مىگويد : پروردگارا راستى كه من بر تو اعتماد كردم و از مردم