اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
487
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
مهربان ، شگفت از كسى كه يقين بمرگ دارد ، چگونه خوشحال مىشود ، شگفت از كسى كه يقين باتش دارد ، چگونه مىخندد ، شگفتا ، كسى كه دنيا را و دگرگون ساختن آن مردم را مشاهده مىكند ، چگونه بدان مطمئن مىشود ، جز خدا معبودى نيست ، محمد فرستاده خداست . » و گفت : للطاعم الشاكر اجر الجائع الصابر ، و لئن يعافى احدكم فيشكر خير له من ان يبيت قائما و يصبح صائما معجبا ، « هر آينه براى خورنده سپاسگزار ، همان پاداش گرسنه روزه دار است ، و هر آينه اگر يكى از شما عافيت يابد و سپاسگزارى كند براى او بهتر است از آنكه شب را بعبادت بگذراند و روزه دارى خودپسند ، در بامداد آيد . » و گفت : لا يحل لمؤمن ان يذل نفسه ، « براى مؤمن روا نيست كه نفس خود را خوار نمايد . » گفتند : اى پيامبر خدا چگونه نفس خود را خوار مىكند ؟ گفت : يعرضها [ 1 ] لما لا نطيق من البلاء ، « آن را در معرض بلايى كه طاقت آن را ندارد ، قرار مىدهد . » و گفت : اتقوا فراسة لمؤمن فانه ينظر بنور الله ، « از فراست مؤمن بپرهيزيد ، چه او بنور خدا مىنگرد » و در نوشته اى نزد اسماء دختر عميس از گفته هاى پيامبر خدا بدست آمد : الآجلات الجانيات المعقبات رشدا باقيا خير من العاجلات العابدات المعقبات غيا باقيا ، المسلم عفيف من المظالم ، عفيف من المحارم ، بئس العبد عبد هواه يضله ، بئس العبد عبد رغب اليه بذلة ، بئس العبد عبد طغى و بغى و آثر الحياة الدنيا ، « پير زنان تبهكار كه خير باقى ( و نسلى شايسته ) بجاى مىگذارند ، از زنان جوان و اهل عبادت كه كجروى باقى ( و نسلى گمراه ) بجاى مىگذارند بهترند ، مسلمان از ستمگريها پارسا و از حرامها پارسا است ، چه بد بنده اى است بنده اى كه هواى نفس گمراهش كند ، چه بد بنده اى
--> [ 1 ] ر . ك . سفينة البحار ج 1 ص 503 .