اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

459

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

الموت من مستعتب و ما بعد الدنيا من دار الا الجنة او النار [ 1 ] . « اى مردم همانا شما را نشانه هايى است پس بنشانه هاى خود برسيد ، و همانا شما را انجامى است پس از آن بازنمانيد ، و راستى مؤمن ميان دو ترس است ، ميان زمانى كه گذشته است و نمىداند خدا در آن چه مىكند و زمانى كه مانده و نمىداند كه خدا در آن چه حكمى دارد ، پس بايد بنده از خودش براى خودش و از دنيايش براى آخرتش بگيرد ، در جوانى پيش از پيرى و در زندگى پيش از مرگ ، بخدايى كه جان محمد بدست او است پس از مرگ پوزشى ، و پس از دنيا سرايى جز بهشت يا آتش نيست . » و روزى خطبه خواند پس در خطبه اش گفت : ان الله ليس بينه و بين احد قرابة يعطيه بها خيرا و لا حق يصرف به سوءا الا بطاعته و اتباع مرضاته و اجتناب سخطه ، ان الله تبارك و تعالى على ارادته و لو كره الخلق ، ما شاء الله كان و ما لم يشا لم يكن ، تعاونوا على البر و التقوى و لا تعاونوا على الاثم و العدوان و اتقوا الله ان الله شديد العقاب . « همانا خدا ، ميان او و كسى خويشاوندى نيست كه بدان خيرى به او بخشد ، و نه حقى كه بدان بديى را بازدارد ، جز به فرمانبردن و پيروى خوشنوديها و دورى جستن از خشمش ، همانا خداى تبارك و تعالى بر اراده خويش است اگر چه مردم نخواهند ، آنچه خدا خواست بود و آنچه نخواست نبود . بر نيكى و پرهيزكارى همكارى كنيد و بر گناه و تجاوز همكارى نكنيد و از خدا بپرهيزيد كه خدا سختگير است . » و رسول خدا خطبه خواند و در خطبه اش گفت : طوبى لعبد طاب كسبه ، و حسنت خليقته ، و صلحت سريرته ، و انفق الفضل من ماله ، و ترك الفضول من قوله ، و كف عن الناس شره ، و انصفهم من نفسه ، انه من عرف الله خاف الله ، و من خاف الله سخت عن الدنيا . « خوشا بنده اى را كه در آمدش پاكيزه و خويش نيكو و درونش شايسته باشد ، و

--> [ 1 ] ر . ك . جمهرة خطب العرب ج 1 ص 55 .