اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
458
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
يمنى را به صورت شلوار يا عباهاى سفيد ، و كلاه برد و جبه ديباى سبز مىپوشيد و [ از ] پوشيدن آنها اعراض نكرد و تا روزى كه خدا او را بجوار خويش برد ، پشم نپوشيد . او را بسترى چرمى بود و جامه رنگ شده با زعفران و اسپرك مىپوشيد و يك جامه مىپوشيد و آن را ميان دو شانه اش مىبست . خود را چنان خوشبو مىكرد كه عطر ، عبايش را از جاى سرش رنگ مىكرد و برق مشك از فرقش ديده مىشد و پيش از آنكه خودش ديده شود ببوى خوشى كه داشت آمدنش از دور شناخته مىشد ، و مىگفت : اطيب الطيب المسك ، « از هر عطرى خوشبوتر مشك است . » و بر او عطرى عرضه نمىشد مگر كه خود را بدان خوشبو مىكرد و هر گاه ميخواست از خانه اش بيرون رود شانه مىزد و سرش را درست مىكرد و موى خود را مرتب مىنمود و مىگفت : ان الله يحب من عبده ان يكون له حسن الهيئة ، « همانا خدا از بنده اش دوست مىدارد كه خود را آراسته دارد . » و روايت مىشود كه كلاه بلند و جامه گشاد مىپوشيد و او را دو جامه بود ، و انگشترى بدست مىكرد و نقره نگينش را از طرف كف دست مىگردانيد و آن را بدست راست و دست چپ مىكرد و در انگشت ميانين در جاى بند مىنهاد و در انگشتان دست خويش مىگرداند . خطبه ها و موعظه هاى رسول خدا و ادب فرمودنش بفضايل اخلاق [ 1 ] براى اصحاب خويش خطبه مىخواند و آنان را پند مىداد و خلقهاى نيك و كارهاى پسنديده را بانها مىآموخت . روزى رسول خدا خطبه خواند و در خطبه اش چنين گفت : ايها الناس ان لكم معالم فانتهوا الى معالمكم ، و ان لكم نهاية فانتهوا الى نهايتكم ، و ان المؤمن بين مخافتين ، بين اجل قد مضى و لا يدرى ما الله صانع فيه و اجل قد بقى ما يدرى ما الله قاض فيه ، فليأخذ العبد من نفسه لنفسه و من دنياه لآخرته ، فى الشبيبة قبل الكبر و فى الحياة قبل الممات ، فو الذى نفس محمد بيده ما بعد
--> [ 1 ] ل : ص 98