اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
12
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
بالا برد بر نوح وحى فرستاد و او را فرمود تا قوم خود را بيم دهد و از گناهانى كه ارتكاب مىكردند بازدارد و از عذاب خدا بترساند . پس در كار عبادت خداى متعال و دعوت قومش ايستادگى كرد و خود را وقف عبادت خدا و دعوت مردم نمود و پانصد سال زن نگرفت . سپس خدا به او وحى فرمود كه « هيكل » دختر « ناموسا » پسر اخنوخ را بگيرد ، و او را آگاه ساخت كه طوفان را بر زمين مىفرستد و هم او را فرمود كشتيى را كه خدا خود و اهلش را در آن نجات بخشيد بسازد و آن را سه مرتبه پايين و ميان و بالا قرار دهد ، و فرمودش كه طول آن را سيصد ذراع و عرض آن را پنجاه ذراع و ارتفاعش را سى ذراع به ذراع خود نوح گرداند ، و در اطراف آن رفها از چوب بسازد تا مرتبه پايين براى دامها و ددان و درندگان و مرتبه ميان براى پرندگان و مرتبه بالا براى نوح و كسان او باشد و در مرتبه بالا حوضهاى آب و جائى براى خوراك بنا نهد . و نوح پانصد ساله بود كه داراى فرزند شد . و چون از كار ساختن كشتى فارغ گشت فرزندان قابيل و كسانى را كه از فرزندان شيث با آنها آميخته بودند و او را در ساختن كشتى استهزاء مىكردند ، به سوار شدن در آن دعوت نمود و آنان را خبر داد كه خدا طوفان را بر اهل زمين خواهد فرستاد تا آن را از گناهكاران پاك گرداند پس هيچيك از آنها اجابتش نكرد ، آنگاه نوح و فرزندانش بمغارة الكنز رفتند و جسد آدم را برداشتند و در ميان مرتبه بالاى كشتى نهادند . و آن روز جمعه هيفدهم أذار بود ، پرندگان را در مرتبه ميان و دام و ددان را در مرتبه پايين درآورد و در هنگام غروب آفتاب درهاى كشتى را بست و خدا آب را از آسمان فرستاد و چشمه هاى زمين را جوشيدن فرمود