اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

13

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

* ( فالتقى الماء على امر قد قدر ) * [ 1 ] آب همه زمين و كوهها را فراگرفت و دنيا تاريك شد و نور خورشيد و ماه از ميان رفت كه گويا شب و روز برابر بود . و بگفته اهل حساب در زمانى كه خدا طوفان نوح را برانگيخت سرطان طالع بود و خورشيد و ماه و زحل و عطارد و رأس [ 2 ] در آخرين دقيقه حوت گرد آمده بودند . پس چهل روز پيوسته از آسمان و زمين آب باريد و جوشيد تا آنكه بالاى هر كوهى پانزده ذراع روى هم آمد سپس بازايستاد و ديگر در روى زمين جائى نبود كه آب آن را فرانگرفته باشد ، كشتى همه زمين را گردش نمود تا به مكه رسيد و هفت بار گرد خانه گشت . آنگاه پس از پنج ماه كه آغاز آن هيفدهم أيار و آخر آن سيزدهم تشرين اول بود آب فرونشست . و برخى روايت كرده‌اند كه نوح در روز اول ماه رجب سوار كشتى شد و در ماه محرم كشتى بر كوه جودى قرار گرفت و محرم از آن پس ماه اول گرديد ، ليكن اهل كتاب اين سخن را باور ندارند . و چون كشتى بر كوه جودى كه در ناحيه موصل بود فرود آمد ، خداى متعال آب آسمان را فرمود تا بجاى خود بازگردد و زمين را فرمود تا آب خود را فروكشد ، و نوح پس از آرام گرفتن كشتى چهار ماه توقف كرد . آنگاه غراب را فرستاد تا خبر آب را بازيابد . غراب مردارهاى روى آب را ديد و بر آنها افتاد و بازنگشت . پس نوح كبوتر را فرستاد و او برگ زيتونى آورد و نوح دانست كه آب فرونشسته است ، و در بيست و هفتم أيار بيرون آمد . و فاصله بين رفتن نوح در كشتى و بيرون آمدنش از آن يك سال و ده روز بود . پس چون نوح و كسانش به زمين آمدند شهرى بنام « ثمانين » ساختند . و چون نوح از كشتى بدر آمد و استخوانهاى از پوست درآمده مردم را ديد بسى اندوهناك شد ، و خدا هم به او وحى فرمود كه ديگر هرگز بر اهل زمين طوفانى نخواهم فرستاد . و چون نوح از كشتى به زمين آمد در

--> [ 1 ] س 54 ى 12 . [ 2 ] دو نقطه متقابل تقاطع مدار آفتاب و مدار ماه را جو زهرين و عقدتين گويند ، يكى را كه چون ماه از آن بگذرد شمالى شود رأس و ديگرى را ذنب نامند و رأس و ذنب را سير معكوس باشد مانند كواكب راجع ( سى فصل ص 10 ) .