اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
448
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
مؤمنان است و او در امان خدا و امان پيامبرش محمد رسول خدا است ، و البته هر يهودى يا ترسايى كه اسلام آورد ، خود از مؤمنان است و او راست آنچه آنها راست و بر اوست آنچه بر آنها است ، و هر كس يهودى يا ترسا بماند ، از آن برگردانده نشود و بر او است كه جزيه دهد ، در هر مرد يا زن بالغ ، آزاد يا بنده دينارى تمام بارزش معافرى يا هم كالاى آن ، پس هر كسى آن را برسول خدا بپردازد ، البته در امان خدا و امان رسول خداست و هر كس آن را ندهد ، البته او دشمن خدا و رسولش و مؤمنان است ، و براستى رسول خدا سرور دار او نادار شما است و صدقه براى محمد و خاندانش روا نيست بلكه آن زكاتى است كه آن را در راه خدا به بينوايان مؤمنان مىرسانيد ، و راستى مالك بن مراره گزارش را رسانيد ، و راز را نگهداشت پس شما را بنيكى با او دستور مىدهم ، همانا من از شايستگان خاندانم و نويسندگان و اهل قرآن بسوى شما فرستادم و شما را به او نيكى فرمايم چه او مورد نظر است و السلام » و فرستاده اى كه نامه را برد ، معاذ بن جبل بود . و به همدان نوشت : بسم الله الرحمن الرحيم ، هذا كتاب من محمد رسول الله الى عمير ذى مران و من اسلم من همدان ، سلم انتم ، فانى احمد الله اليكم الذى لا إله الا هو اما بعد ذلك فانه بلغنى اسلامكم رجعنا من ارض الروم فابشروا فان الله قد هداكم بهداه و انكم اذا شهدتم [ ان ] لا إله الا الله و ان محمدا عبد الله و رسوله و اقمتم الصلاة و آتيتم الزكاة فان لكم ذمة الله و ذمة رسوله على دمائكم و اموالكم و ارض البور التى اسلمتم عليها سهلها و جبلها و عيونها و فروعها غير مظلومين و لا مضيق عليكم و ان الصدقة لا تحل لمحمد و لا لاهل بيته ، انما هى زكات تزكونها عن اموالكم لفقراء المسلمين ، و ان مالك بن مرارة الرهاوى قد حفظ الغيب و بلغ الخبر فامركم به خيرا فانه منظور اليه ، و كتب على بن ابى طالب . « بنام خداى بخشنده مهربان ، اين نوشته اى است از محمد پيامبر خدا بسوى عمير ذى مران و كسانى كه از همدان اسلام آوردهاند ، شما در امان هستيد ، همانا من خدايى را