اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

395

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

من جامه هاى كعبه را دزديده باشم اگر خدا تو را به پيغمبرى فرستاده است ! ديگرى گفت : مگر خدا عاجز بود كه جز تو را بفرستد ؟ ديگرى گفت : به خدا قسم كه يك كلمه با تو سخن نخواهم گفت [ هرگز ، اگر چنان كه ميگويى پيغمبر باشى ، مقامت بالاتر از آن است كه سخنت را پاسخ دهم ، و اگر بر خدا دروغ ميگويى مرا سزاوار نيست كه با تو سخن گويم . ] پس رسول خدا را مسخره كردند و گفتار خود را با او در ميان مردم ثقيف شهرت دادند و بر سر راهش دو صف شدند و چون رسول خدا ميرفت سنگبارانش كردند تا آنجا كه پاى حضرتش را مجروح ساختند و رسول خدا گفت : ما كنت ارفع قدما و لا اضعها الا على حجر ، » جز بر سنگ قدمى برنميداشتم و نمىنهادم . « عتبة بن ربيعه و شيبة بن ربيعه همراه غلام نصرانى خويش ، عداس در طائف با رسول خدا برخورد كردند و غلام خود را نزد او فرستادند ، عداس با شنيدن گفتار رسول اكرم اسلام آورد و رسول خدا به مكه بازگشت . آمدن انصار به مكه [ 1 ] اوس و خزرج پسران حارثة بن ثعلبه در بلاد خويش سرفراز و نيرومند بودند تا آنكه جنگهايى در روزهاى مشهورى كه داشتند ميان آنان پيش آمد و آنها را از پاى در آورد ، از جمله : روز » صفينه [ 2 ] « و آن نخستين روزى است كه جنگ در آن پيش آمد و روز » سراره « و روز » وفاق بنى خطمه « و روز » حاطب [ بن ] قيس « و روز » حضير الكتائب « [ 3 ] و روز » اطم بنى سالم « و روز » ابتروه « و روز » بقيع « و روز » بعاث « و روز » مضرس و معبس [ 4 ] « و » يوم الدار « و روز » بعاث آخر « و روز » فجار الانصار « . در اين جاهايى كه جنگهاى آنان بنام آنها معروف شده ، جابجا ميشدند و سخت نبرد مىكردند ، پس چون جنگ ايشان را از پاى در آورد و زير فشار آن بستوه

--> [ 1 ] ل : ص 36 . [ 2 ] موضع بنى سالم و قبا . [ 3 ] پدر اسيد صحابى . [ 4 ] كامل - التواريخ : دو ديوار است .