اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

384

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

پس بنو عبد شمس و بنو نوفل رفتند و تنها بنو عبد المطلب باقى ماندند . [ پس ابو لهب گفت ] : اينان بنى هاشماند كه فراهم گشته‌اند ، پس در يكى از خانه هاى هاشم آنان را فراهم ساخت . ابو عبد الله فضل بن عبد الرحمن هاشمى از فرزندان ربيعة بن حارث مرا خبر داد كه آنان در خانه حارث بن عبد المطلب بودند و چهل مرد يكى بيش يا كم ميشدند پس براى آنان خوراك تهيه كرد و ده نفر ده نفر خوردند تا سير شدند با آنكه تمام خوراكشان يك پاى گوسفند و نوشابه شان يك ظرف شير بود و در ميان آنان كسانى بودند كه هر كدام يك بره را مىخورد و يك پيمانه نوشابه را مىنوشيد . سپس آنان را چنان كه خدا به او فرموده بود ، بيم داد و به آنها اعلام كرد كه خدا آنان را برترى داده و برگزيده و پيمبر خود را در ميان آنها مبعوث كرده و او را فرموده است كه بيمشان دهد . پس ابو لهب گفت : پيش از آنكه ديگران جلو محمد را بگيرند جلو او را بگيريد كه آن روز اگر به يارى او برخيزيد كشته شويد ، و اگر او را رها كنيد خوار گرديد . ابو طالب گفت : اى ننگ فاميل ! به خدا قسم براى يارى او آماده‌ايم و در آينده هم ياور او خواهيم بود . اى پسر برادرم هر گاه خواستى بسوى پروردگارت دعوت كنى ما را اعلام كن تا مسلح شده همراه تو بيرون آييم . در همان روز جعفر بن ابى طالب و عبيدة بن حارث و گروه بسيارى باسلام در - آمدند و امرشان آشكار گرديد و شماره آنان بسيار گشت و با خويشان مشرك خود دشمنى كردند ، پس قريش بر بيچارگانشان فشار آوردند تا از اسلام بازگردند و رسول خدا را دشنام دهند . از كسانى كه در راه خدا شكنجه مىشدند ، عمار بن ياسر و پدرش ياسر و مادرش سميه‌اند ، تا آنجا كه ابو جهل ، سميه را با نيزه اى كه به پائين شكمش فروبرد ، شهيد كرد و سميه اول كسى است كه در اسلام بشهادت رسيد ، ديگر خباب ابن ارت و صهيب بن سنان و ابو فكيهه ازدى و عامر بن فهيره و بلال بن رباح .