اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

378

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

رسانيد و به او ياد داد : اقرأ باسم ربك الذى خلق ، « بخوان بنام پروردگارت كه آفريد . » فردا نيز نزد او آمد و او را در جامه پيچيده يافت ، پس گفت : يا ايها المدثر ، قم فانذر ، « اى بجامه پيچيده برخيز و بيم ده ! » رسول خدا گفت : اول ما نهانى عنه جبرئيل بعد عبادة الاصنام ملاحاة الرجال ، « بعد از پرستش بتها نخستين چيزى كه جبرئيل مرا از آن نهى كرد ، نزاع كردن با مردان است . » بروايت بعضى اسرافيل سه سال و جبرئيل بيست سال و بروايت ديگران پيوسته جبرئيل بر او گماشته بود . « ورقة بن نوفل به خديجه دختر خويلد گفته بود : از او بپرس اين كسى كه نزد او مىآيد كيست ؟ اگر ميكائيل باشد ، براى او دستور آسايش و آرامش و نرمى و اگر جبرئيل باشد فرمان كشتن و برده گرفتن آورده است . خديجه از رسول خدا پرسيد و پاسخ داد كه جبرئيل است ، پس خديجه دست به پيشانى زد . نخستين نمازى كه بر او واجب گشت ، نماز ظهر بود ، جبرئيل فرود آمد و وضو گرفتن را به او نشان داد و چنان كه جبرئيل وضو گرفت ، رسول خدا هم وضو گرفت ، سپس نماز خواند تا به او نشان دهد كه چگونه نماز بخواند ، پس رسول خدا نماز خواند . بروايت بعضى نخستين نمازى كه رسول خدا خواند . صلاة وسطى يعنى نماز ظهر است و آن روز هم جمعه بود . سپس خديجه دختر خويلد رسيد و رسول خدا او را خبر داد ، پس وضو گرفت و نماز خواند ، سپس على بن ابى طالب رسول خدا را ديد و هر چه را ديد انجام مىدهد ، انجام داد . چون رسول خدا مبعوث شد ، ديوها بتيرهاى شهاب آسمانى رانده شدند و از آنكه پنهانى گوش فرادارند ، ممنوع گشتند پس ابليس گفت : اين نيست مگر بدانكه پيشامدى شده و پيمبرى مبعوث گشته باشد . در تمام دنيا بتها در آن روز برو