اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
379
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
افتاده بودند و آتشكده ها خاموش گشته بود . نخستين كسى كه اسلام آورد ، از زنان خديجه دختر خويلد بود و از مردان على بن ابى طالب سپس زيد بن حارثه و بعد از او ابو ذر و بقولى ابو بكر و سپس ابو ذر ، سپس به ترتيب ، عمرو بن عبسه سلمى ، خالد بن سعيد بن عاص ، سعد بن ابى وقاص ، عتبة بن غزوان ، خباب بن ارت و مصعب بن عمير . از عمرو بن عبسه سلمى روايت شده كه گفت : در آغاز بعثت كه داستان رسول خدا را شنيدم نزد او شرفياب گشتم و گفتم : امر خويش را براى من توصيف كن . پس امر رسالت خود و آنچه را خدا او را بدان مبعوث كرده بود براى من توصيف كرد ، گفتم آيا كسى هم در اين امر تو را پيروى كرده است ؟ گفت : آرى ، زنى و كودكى و غلامى [ 1 ] . و مقصودش خديجه دختر خويلد و على بن ابو طالب و زيد بن حارثه بود . رسول خدا سه سال در مكه امر رسالت خود را پوشيده مىداشت و به يگانگى و پرستش خداى عز و جل و اقرار به پيامبرى خويش دعوت مىنمود ، و هر گاه بر گروهى از قريش مىگذشت مىگفتند : جوان پسر عبد المطلب از آسمان سخن مىگويد . تا آنكه خدايانشان را بر آنان عيب گرفت و از هلاكت پدرانشان كه كافر مردهاند سخن گفت ، سپس خداى عز و جل او را فرمود تا رسالت خويش را آشكار سازد ، پس دعوت خود را علنى ساخت و در ابطح به پا ايستاد و گفت : انى رسول الله ، ادعوكم الى عبادة الله وحده و ترك عبادة الاصنام التى لا تنفع و لا تضر و لا تخلق و لا ترزق و لا تحيى و لا تميت . » همانا من فرستاده خدايم ، شما را دعوت مىكنم بپرستش خداى تنها و رها كردن پرستش بتهايى كه سود نمىدهند و زيانى ندارند و نمىآفرينند و روزى نمىدهند و زنده نمىكنند و نمىميرانند . « پس قريش او را مسخره كردند و آزار دادند و به ابى طالب گفتند : راستى كه
--> [ 1 ] اسد الغابه : آزادى و غلامى .