اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
322
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
بنى عبد مناف نگهدارى نماييد . چون بنى عبد مناف از اين ماجرى با خبر شدند فراهم گشتند مگر بنى عبد شمس كه بگفته زبيرى فرزندان عبد شمس و فرزندان عبد مناف در پيمان مطيبين داخل نبودهاند و تنها بنى هاشم و بنى مطلب و بنى نوفل ( بن عبد مناف ) در آن شركت كردهاند . ديگران گفتهاند كه بنى عبد شمس نيز با ايشان همراهى داشتهاند . پس ام حكيم بيضاء دختر عبد المطلب كاسه بزرگى پر از طيب آورد و آن را در حجر نهاد ، پس بنى عبد مناف و اسد و زهره و بنى تيم و بنى حارث بن فهر خود را خوشبو كردند ( دست در آن فرو بردند [ 1 ] ) و ( حلف ) مطيبين ناميده شدند . چون بنى سهم آن را شنيدند گاوى كشتند و گفتند : هر كس دست خود را در خون آن داخل كند و آن را بليسد پس او از ما است ، بنى سهم و بنى عبد الدار و بنى جمح و بنى عدى و بنى مخزوم دستهاى خود را ( در آن ) فروبردند و « لعقه » يعنى خونليسان ناميده شدند [ 2 ] . تعهد مطيبين آن بود كه دست از يارى يك ديگر برندارند و بعضى از ايشان بعضى را وانگذارند ، و لعقه گفتند : ما براى هر قبيله قبيله اى آماده ساختهايم [ 3 ] . عبد المطلب پس از حفر زمزم به طائف رفت و در آنجا نيز چاهى زد كه آن را « ذو الهرم » گفتند و گاه به طائف مىرفت و چندى بر سر همان آب اقامت مىگزيد . پس بارى به طائف آمد و در آن آبگاه دو طايفه از قيس عيلان يعنى بنى كلاب و بنى رباب را ديد و بانان گفت : آب آب من است و من بان سزاوارترم . قيسيها گفتند : آب آب ما است و ما بدان سزاوارتريم . عبد المطلب گفت با شما نزد هر كس بخواهيد
--> [ 1 ] ابن هشام ج 1 ص 143 . [ 2 ] پس « احلاف » ناميده شدند . [ 3 ] بنى عبد مناف براى بنى سهم و بنى اسد براى بنى عبد الدار و بنى زهره براى بنى جمح و بنى تيم براى بنى مخزوم و بنى حارث ابن فهر براى بنى عدى بن كعب ( سيره ج 1 ص 144 ) .