اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

306

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

قصى كناره گرفته و در مقابلش بپاخاستند . قصى نيز تصميم گرفت با آنها جنگ نمايد و نزد برادر مادرى خود « دراج [ 1 ] بن ربيعه عذرى » فرستاد و او هم ، با هر كه از قضاعه توانست فراهم نمايد ، بكمك قصى شتافت و برخى گفته‌اند هنگامى كه قصى به كار جنگ پرداخته بود ، دراج كه براى زيارت كعبه مىآمد رسيد و خود و همراهانش قصى را كمك دادند و در ابطح جنگ سختى در گرفت و از دو طرف مردم بسيارى كشته شدند . سپس يك ديگر را به صلح دعوت نمودند تا مردى از عرب در ميان آنها حكم و در موارد اختلاف حاكم باشد . پس يعمر بن عوف بن كعب بن ليث بن بكر بن كنانه [ 2 ] را حكم ساختند و او حكم داد كه قصى از خزاعه به كعبه و كار مكه سزاوارتر است و هر خونى كه قصى از خزاعه و بنو بكر ريخته باشد ( از گردن او ) فرونهاده است و يعمر آن را در زير دو پاى خود در هم مىشكند و هر خونى كه خزاعه و بنو بكر از قريش ريخته‌اند بايد ديه آن داده شود . ( پس بيست و پنج شتر و سى گوسفند ديه دادند ) و نيز بايد كار كعبه و مكه را به قصى واگذارند و از اين روز يعمر « شداخ » [ 3 ] ناميده شد . ( در اين تاريخ ) در مكه ، در حرم خانه اى نبود ، روز در آنجا بودند و شب بيرون مىرفتند . پس چون قصى كه خردمندترين مردى در عرب بود قريش را فراهم ساخت ، آنان را در حرم فرود آورد ، شبانه آنها را جمعآورى كرد و صبح همه را در اطراف كعبه داشت . پس بزرگان كنانه نزد او آمدند و گفتند اين كار نزد عرب ( گناه ) بزرگى است و اگر ما دست از تو برداريم عرب تو را وانخواهد گذاشت . قصى گفت به خدا قسم از حرم بيرون نخواهم رفت . قصى در حرم ماند تا موسم حج رسيد . پس به قريش گفت موسم حج رسيد و عرب شنيده است كه چه كرده‌ايد و شما را بزرگ مىشمارند

--> [ 1 ] ( قاموس ، ابن هشام ج 1 ص 138 ) . [ 2 ] كعب بن عامر بن ليث بن بكر بن عبد مناة ابن كنانه ( ابن هشام ج 1 ص 136 ) . [ 3 ] بضم ش و تشديد د - و ضم ش و تخفيف د - و فتح ش و تشديد د ( قاموس ، سيره ابن هشام ج 1 ص 136 ) .