اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

301

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

دارند ، قوم من اگر بپرسى بنى لوى است كه در مكه راه و رسم جنگ را به مضر آموخته‌اند ، بنادانى از پى قبيله بنى بغيض رفتيم و آنها را كه در نسب بما نزديكتر بودند رها كرديم . » حارث بن ظالم نيز در اين باب گفته است : [ 2 ] اذا فارقت ثعلبة بن سعد و اخوتهم نسبت الى لؤى الى نسب كريم غير . . . و حى هم اكارم كل حى فان يبعد بهم نسبى فمنهم قرابين الإله بنو [ قصى ] « هر گاه از قبيله ثعلبة بن سعد و از برادرانشان جدا شوم به لوى نسبت داده خواهم شد ، نسب بزرگوارى كه ( . . . ) نيست و طايفه اى كه بزرگواران هر طايفه - اند ، پس اگر پيوند نسبى من بانها دور گردد از آنها است همنشينان خدا كه بنى قصى باشند . » و حارث بن ظالم را در اين باب شعر بسيارى است . عمر بن خطاب از بنى عوف خواست تا آنها را بنسبى كه در قريش دارند بازگرداند و آنها با على بن ابى طالب ع مشورت كردند و حضرت بانان فرمود اكنون شما بزرگان قوم خود هستيد و شايسته نيست كه در ميان قريش ملحق باشيد . عامر بن لوى سه پسر داشت : « حسل بن عامر ، معيص بن عامر و عويص بن عامر » كه مادرشان زنى از « قرن » بود . عويص بن عامر فرزندى نداشت و نسل بنى عامر از حسل و معيص بود . كعب بن لوى از همه فرزندان پدرش بزرگوارتر و ارجمندتر بود ، او اول كسى است كه روز جمعه را « جمعه » ناميد و پيش از آن عرب آن را « عروبه » مىناميد ، كعب مردم را در

--> [ 2 ] حارث بن ظالم بن جذيمة يربوع كه خالد بن جعفر بن كلاب عامرى را كشت ( ايام العرب ص 242 ) .