اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
259
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
زيباييهاى خواهر عمرو را در شعر خود بازمىگفت و بطور شرمآورى او را ياد مىكرد . از شعرهاى اوست در هجو عمرو : ان شرار الملوك قد علموا طرا و ادناهم من الدنس عمرو و قابوس و ابن امهما من يأتهم للخنا بمحتبس يات الذى لا تخاف سبته عمرو و قابوس قينتا عرس يصبح عمرو على الامور و قد خضخض ما للرجال كالفرس [ 1 ] « مردم همه دانستهاند كه بدترين پادشاهان و نزديكترشان بناپاكى ، عمرو و قابوس و پسر مادرشان است . كسى كه با خوددارى از فحش و ناسزا نزدشان رود ، نزد كسى مىرود كه از ننگش باك نيست . عمرو و قابوس دو ( كنيز ) خواننده عروسى هستند ، عمرو در حالى كه چون ستوران شهوترانى مىكند ، زمام امور را بدست دارد . » متلمس كه همراه طرفه [ 2 ] بود او را بر هجو عمرو كمك ميداد ، پس عمرو [ به آن دو ] گفت : ماندن شما بدرازا كشيد و مرا مالى موجود نيست ليكن به عامل خود در بحرين نوشتم تا بهر يك از شما صد هزار درهم بدهد . پس هر كدام نامه اى از عمرو گرفت و متلمس در كار عمرو بدگمان شد و چون بنهر حيره رسيدند غلامى از بنى عباد را
--> [ 1 ] اين اشعار در ديوان طرفه ( العقد الثمين ) نيست و فقط در ص 185 جزء اشعار منسوب به طرفه چند شعرى مناسب با اين اشعار نقل شده است : ككلب طسم و قد ترببه يعله بالحليب فى الغلس ظل عليه يوما يفرفره الا يلغ فى الدماء ينتهس اضرب عنك الهموم طارقها ضربك بالسيف قونس الفرس [ 2 ] طرفه : عمرو بن عبد بن سفيان بكرى عبسى از قبيله بكر بن وائل خواهرزاده متلمس و از گويندگان « قصائد سبعه معلقه » است ، وفات او و متلمس : جرير بن عبد المسيح در سال 550 ميلادى بوده است .