اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
240
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
شدند جز » ذى رعين « كه از كشتنش نهى مىكرد . پس برادرش او را كشت و پادشاهى او بيست و پنج سال بود . آنگاه » عمرو بن تبع « پس از كشتن برادرش پادشاه شد ، خواب از چشم او رفت و زندگى بر او ناگوار شد و هر كس را كه بكشتن برادرش راى داده بود كشت تا آنكه به » ذى رعين « رسيد ، او گفت من به تو گفتم اين كار را مكن و دو شعر نوشتم كه آنها پيش تو است ، » ذى رعين « قبلا نوشته اى را به دو داده بود كه در آن نوشته بود : » هان آيا چه كسى بيدارى را بخواب ميخرد ؟ خوشبخت آن كسى است كه آسوده بخوابد اما حميريان بىوفايى و خيانت كردند و خدا عذرپذير « ذى رعين » است . « [ 1 ] پادشاهى عمرو شصت و چهار سال بود . سپس » تبع « بن حسان بن بحيلة بن كليكرب بن تبع : اقرن ، يعنى » اسعد ابو كرب « [ 2 ] پادشاهى يافت ، اوست كه از يمن به يثرب رفت و چون فطيون يهودى بر اوس و خزرج حكومت يافته و آنها را شكنجه مىداد ، مالك بن عجلان خزرجى نزد تبع رفت و از چيرگى بنى قريظه و بنى نضير آگاهش ساخت و تبع را بر سر آنها برد تا از يهوديها كشت . و چون تبع پسرى از خود را در ميان اوس و خزرج گذاشته بود و او را كشتند ، بر سر آنها آمد و با آنها جنگيد ، رئيس انصار عمرو بن طلحه خزرجى از
--> [ 1 ] كامل ج 1 ص 246 ، سيره ابن هشام ج 1 ص 25 : الا من يشترى سهرا بنوم سعيد من يبيت قرير عين فاما حمير غدرت و خانت فمعذرة الإله لذى رعين [ 2 ] بگفته ابن اسحق ، تبع آخر كه به يثرب لشكر كشيد : تبان اسعد ابو كرب بن كلى كرب بن زيد ( تبع اول ) بن عمرو ذى الاذعار بن ابرهه است ( سيره ج 1 ص 15 ) .