اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

239

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

سلطنت بدست حمير بازگشت و » ياسر ينعم « [ 1 ] بن عمرو بن يعفر بن عمرو بن شرحبيل هشتاد و پنج سال با قدرت تمام سلطنت داشت . سپس » شمر « بن افريقيس بن ابرهه پنجاه و سه سال سلطنت كرد . آنگاه » تبع : اقرن « بن شمر بن عميد صد و شصت و سه سال سلطنت داشت ، او به هندوستان لشكر كشيد و خواست به چين هم بتازد . پس » ملكيكرب « پسر تبع پادشاه شد و بكشورهاى ديگر لشكركشى كرد و قوم خود را در زمينهاى دور دست پراكنده و به سيستان و خراسان منتقل ساخت ، آنگاه پس از سيصد و بيست سال پادشاهى بر او فراهم شده او را كشتند . سپس حسان بن تبع پادشاه شد [ 2 ] و مدتى لشكركشى نكرد تا آنكه در ميان طسم و جديس شد آنچه شد و تبع بسوى آنها رفت و چون نزديكشان رسيد مردى از طسم كه همراه او بود گفت با اينها زنى است بنام » يمامه « كه چشم او خطا نمى كند و مىترسم آنها را بيم دهد و آگاه سازد ، پس تبع لشكريان خود را فرمود شاخه هاى زيتون را قطع كردند ، آنگاه گفت هر كدام از شما شاخ بزرگى از زيتون را پشت سر خود بداريد و هر يك شاخ بزرگى را برداشت . آن زن چون نگريست گفت درختهاى رونده اى را مىبينم ، گفتند مگر درخت هم راه مىرود ؟ گفت بلى ، بپروردگار هر سنگ و كلوخ ، درختها روى پشت مردان حمير است ، او را باور نكردند و حسان آنها را غافلگير كرده كشت [ 3 ] ، ليكن مردم از حسان خسته شدند و كارش بر آنها گران آمد و با برادرش عمرو بن تبع بر كشتن او همداستان

--> [ 1 ] ناشر ينعم ( تاريخ حمزه ص 83 ) . [ 2 ] بگفته ابن هشام اين حسان پسر تبان اسعد ابو كرب بن كلى كرب بن زيد بن عمرو ذو الاذعار بود ( سيره ج 1 ص 14 ) . [ 3 ] كامل ج 1 ص 203 - 205 .