اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

229

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

» دنيا بن بودس « به ترتيب سلطنت يافتند ، پس » نمادس بن مرينا « پادشاه شد و سر بطغيان و سركشى برداشت و او را كشتند ، سپس » بلوطس بن منا كيل « ، » ماليس بن بلوطس « ، » نوله بن مناكيل « پادشاهى يافتند ، نوله همان فرعون لنگى است كه پادشاه اورشليم را اسير كرد و با بنى اسرائيل كارى كرد كه هيچكس نكرده بود ، او سركشى آغاز كرد و به جايى رسيد كه بعد از فرعون كسى بانجا نرسيده بود ، پس اسب او او را در انداخت و گردنش را در هم شكست . [ 1 ] آنگاه » مرينوس « ، » نقاس بن مرينوس « و » قومس بن نقاس « به ترتيب پادشاه شدند پس » كاميل « به پادشاهى رسيد و همو است كه بخت نصر در جنگ او را شكست داد و مصر را ويران ساخت و مردم آن را اسير كرد . [ 2 ] مصريان بعد از اين بدست روميها افتادند و از آن روز كيش نصرانى گرفتند . سپس در روزگار انوشروان ، پارسيان شام را گرفتند و آنگاه ده سال بر مصر حكومت كردند . پس روميان غالب شدند و اهل مصر خراجى به ايران و خراجى به روم مىپرداختند تا از فشار هر دو آسوده باشند . آنگاه پارسيان از شام بيرون شدند و كار آنها بدست روميان افتاد و بكيش نصرانى پايبند شدند . حكيم قبطيان در مصر هرمس قبطى بود ، اينان اصحاب » برابى « هستند كه با خط » برابى « يعنى اين خط موجود ( . . . ) مىنويسند . در زمان ما مردم خواندن اين خط را نمىشناسند زيرا كه جز خواصشان با اين خط نمىنوشته و عوام از آن ممنوع بوده‌اند ، فقط حكيمان و روحانيان با اين خط آشنايى داشته‌اند . اسرار مذهبى و اصول عقايد آنها كه جز روحانيان را از آن اطلاعى نبوده است و به هيچكس

--> [ 1 ] فرعون مصر : نكوه ( نخو ) بود كه » يهوآحاز « را در بند نهاده به مصر برد و او در آنجا مرد ( دوم پادشاهان ب 23 ى 29 - 34 ، دوم تواريخ ب 35 ى 20 - 27 ، ب 36 ى 1 - 8 ) . [ 2 ] عبارت اينجا با استفاده از عبارت مسعودى ( مروج الذهب ج 1 ص 364 ) ترجمه شد .