اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
230
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
جز آنكه شاه دستور دهد تعليم داده نمىشده ، همه با اين خط بوده است و چون روميان بر آنها غالب شدند و با نيروى عظيمى امر آنها را در دست گرفتند ، سنن و آداب گذشته آنها را باطل نمودند و آنان را باداب و شرايع يونانيان واداشتند تا آنجا كه زبان آنها تباه شد و با زبان رومى آميخته گشت و آنگاه كه روميان كيش نصرانى گرفتند اينان را به نصرانيت وادار كردند و همه آنچه رسوم و آداب مذهبى داشتند از ميان رفت . روميان دانايان و مردان مذهبى مصريها را كشتند ، هر كه بان خط آشنا بود نابود شد و هر كه ماند از يادگرفتنش ممنوع بود از اين رو از مصريان و جز اينها كسى نمانده است كه آن خط را بداند . كيش مصريان پرستش ستارگان بود ، ستاره ها را صاحب اراده و مدبر عالم ميدانستند ، به سعد و نحس و احكام نجوم معتقد بودند ، عقيده داشتند كه ستارگان خدايان آنها هستند كه زنده مىكنند و مىميرانند و روزى ميدهند و باران مىآورند . بعقيده آنها ارواح قديم است و در بهشت برين جاى داشته است و هر چه در جهان است در هر سى و شش هزار سال يك بار نابود ميگردد يا از ناحيه خاك يعنى زمين و زمين لرزه و به زمين فرورفتن يا از آتش و سوزندگى و زهرهاى كشنده يا از وزيدن هواى پست تباه تيره همه جايى كه از غلظت نفسها را بند آورد و حيوان و كشت و نژاد را نابود سازد ، سپس طبيعت هر يك از انواع كشت و نژاد را زنده كند و جهان پس از تباهى بازگردد . آنها چنين پنداشتند كه اين ارواح خدايانى هستند كه از بالا فرود مىآيند و در بتها ميروند پس بتها سخن مىگويند ، و با اين كار عوام خود را فريب ميدادند و علت واقعى سخن گفتن بتها را از آنها پنهان مىداشتند ، زيرا آن در نتيجه هنرى بود كه كاهنانشان داشتند و دواهايى كه استعمال ميكردند و حيله هايى كه به كار ميزدند تا آنكه بتها آواز ميدادند و صدا مىكردند چرا كه با هنر خود ساختمان بت را مشابه