اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

226

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

مرز دوم تبت است ، در ميان تبت و چين كوهى است كه چينيان را بر آن مرزبانانى در مقابل تبت ، و تبت را مرزبانيهايى در مقابل چين است و اينان در ميان مرز دو كشور جاى دارند . مرز سوم بقومى وابسته است كه آنها را » مانساس « مىگويند و دولت مستقل و شهرهاى وسيعى دارند كه بگفته بعضى هر يك از طول و عرض كشورشان چندين سال راه است و كسى نميداند كه پس از آنها چه كسانى هستند ، اينان نزديك باهل چين مىباشند . مرز چهارم كه به دريا وابسته است راه آمدن مسلمين به چين است بطورى كه در شمار درياها گفتيم . كيش چينيان پرستش بتها و خورشيد و ماه است ، براى بتهاى خود عيدهايى دارند كه از همه مهمتر عيدى است در اول سال بنام » زارار « همگى بانجمنى كه دارند ميروند ، خوردنيها و نوشيدنيها فراهم مىكنند سپس مردى را كه خود را وقف اين بت بزرگ ساخته ، بر همه شهوات خود غالب آمده و بر هر چه بخواهد قدرت يافته است ، مىآورند ، او را نزديك بت مىبرند در حالى كه بر انگشتان دست خود چيزى نهاده است كه آتش ميگيرد ، پس انگشتان خود را آتش مىزند و پيش روى آن بت چراغ مىكند تا وقتى كه مىسوزد و مىميرد آنگاه او را پاره پاره مىكنند و هر كس كمتر پاره اى از استخوان يا جامه اش بدست آورد بىشك رستگار است . بعد از اين مرد ديگرى كه ميخواهد براى سال نو خود را وقف بت نمايد مىآورند ، پس بجاى اولى قرار ميگيرد و جامه ها را مىپوشد و چنگها بر او نواخته مىشود آنگاه مردم پراكنده مىشوند و يك هفته در آنجا به خوردن و آشاميدن ميگذرانند و بازميگردند . ماهى را كه اين عيد [ در آن ] است » جناح « مىنامند و روز عيد روز اول » حزيران « است . چينيان را نيز حسابى است و ماهها را بحسابهايى كه فهميده‌اند بنامهاى