اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
215
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
آمد و داخل شد ، دژبان او را ديد و پرسيد كه هستى ؟ گفت منم » فرخ هرمزد « . گفت در اين وقت شب اينجا كه نبايد چون تو كسى در آيد ، چه مىكنى ؟ پس او را زد و كشت و در صحن كاخ انداخت . فردا صبح مردم او را كشته ديدند و خبر را منتشر ساختند . پسرش رستم كه در قادسيه با سعد بن ابى وقاص نبرد كرد و در خراسان بود از آنجا رسيد و آذرميدخت را كشت . پادشاهى او شش ماه بود . [ 1 ] سپس مردى از اعقاب » اردشير بن بابك « بنام » خسرو بن مهرجشنس « پادشاه شد [ 2 ] . او پيش از اين هم به پادشاهى خوانده شده و نپذيرفته بود و در اهواز جاى داشت ، چون به پادشاهى رسيد تاج بر سر نهاد و بر تخت نشست ليكن پس از چند روزى كشته شد و پادشاهى او به يك ماه نرسيد . [ 3 ] بزرگان ايران از خانواده سلطنت كسى را براى پادشاهى نيافتند و ناچار مردى را بنام » فيروز « از دخترزادگان انوشروان پادشاه كردند ، چون براى تاج بسرنهادن نشست و سر بزرگى داشت گفت اين تاج چه تنگ است ؟ بزرگان ايران از سخنش فال بد زدند و او را كشتند [ 4 ] . پسرى از خسرو كه پس از كشته شدن شيرويه به نصيبين گريخته بود بنام » فرخزاد خسرو « رسيد و تاج شاهنشاهى بر سر نهاد ، او مرد شريفى بود و يك سال پادشاهى كرد . [ 5 ] پس » يزدجرد « پسر خسرو را يافتند ، مادرش زنى حجامتگر بود كه خسرو با او درآميخت و يزدجرد را زاييد . يزدجرد را بفال بد گرفته پنهان كردند و پس از بيچارگى او را به پادشاهى برداشتند ، اما وضع كشور آشفته و مردم بر شاه گستاخ
--> [ 1 ] 631 م ، 9 هجرى . [ 2 ] بعد از آزرميدخت هرمز پنجم ( 631 م ، 9 هجرى ) پادشاه شد ( ايران باستان ص 193 ) . [ 3 ] 631 م ، 9 ه . [ 4 ] 631 م ، 9 ه . پدرش مهر گشتاسب نواده قباد اول و مادرش چهار بخت نواده انوشروان بود ( ايران قديم ) . [ 5 ] 631 م ، 9 ه . او را » خورزاد « و » فرخزاد « و خسرو پنجم مىگفتند ( ايران قديم ) .