اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

200

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

بار آمد . پس از مرگ يزدجرد پارسيان نخواستند پسرش را بجاى او قرار دهند و گفتند بهرام در ميان اعراب بزرگ شده و به پادشاهى آشنا نيست ، پس تصميم گرفتند مردى جز او را به پادشاهى بردارند [ 1 ] . بهرام كه در نزد عرب تربيت يافته بود هيبت شاهانه اى نشان داد ، تاج و زيورى را كه پادشاهان مىپوشند در ميان دو شير نهادند آنگاه به بهرام و خسرو گفتند هر كدام از شما تاج و زيور را از ميان اين دو شير برگيرد او پادشاه است . بهرام برخاست پس عمودى بدست گرفت و پيش رفت و هر دو شير را زد و كشت و تاج و زيور را گرفت . ايرانيان زير بار پادشاهى او رفتند و از او فرمان بردند ، بهرام هم آنها را بنيكى خود اميدوار ساخت و با نامه هايى كه به اطراف نوشت مردم را وعده نيكى داد و از دادگرى خود آگاه ساخت ، آنگاه در آباد كردن شهرها اهتمام ورزيد . منذر بن نعمان بر او وارد شد و بهرام او را گرامى داشت . بهرام مردى هوسران بود كه سرگرميها او را از كار رعيت بازميداشت تا آنجا كه خود به كار شكار و هوسرانى پرداخت و برادر خود نرسى را جانشين خود نمود تا بامور كشور برسد ، چون خاقان ترك از حال بهرام آگاه شد در او طمع كرد و خواست به طرف ايران لشكركشى كند كه بهرام با خبر گشت و بر او تاخت تا او را كشت و خبر فتح را برعيت خود نوشت . سپس روزى به شكار رفت و در پى گورى تاخت تا اسب او را در باتلاقى در انداخت و پس از نوزده سال پادشاهى جان سپرد . [ 2 ] آنگاه » يزدجرد « پسر بهرام هيفده سال سلطنت داشت ، [ 3 ] اين يزدجرد را دو پسر بود : هرمز و فيروز ، هرمز بعد از پدر پادشاهى را گرفت و فيروز بشهرهاى » هياطله « گريخت و پادشاهشان را از قصه خود و بيدادگريهاى برادر آگاه ساخت . شاه هياطله او را بلشكرى كمك داد و با همان لشكر با برادر جنگيد و او را

--> [ 1 ] يكى از خويشان يزدگرد را كه خسرو نام داشت بتخت نشاندند ( ايران قديم ص 167 ) . [ 2 ] 420 - 438 م . [ 3 ] 438 - 457 م .