اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
184
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
بلكه در نزد اينان آفت بر مخالفينشان وارد شده است و هيچيك را بر ديگرى برترى نمىتوان داد . باز گفتهاند آيا نمىبينيد كه نويسنده نوشته را راست و مستقيم مىنويسد و از پيش رو هم آن را راست مىبيند و اگر از پشت بان بنگرد آن را طور ديگرى خواهد ديد ، و اگر كج و منحرف آن را بنگرد كج و منحرفش مىبيند چنان كه الف را به صورتى جدا از همه حروف مىنويسى و از روبرو آن را الف مىبينى ، ليكن از پشت سر آن را چون باء و هر گاه با انحراف بنگرى آن را مثل نون يا باء خواهى ديد ، ديگر آنكه غايب در جايى ، حاضر در جاى ديگر است ، و همين سخن در باب رنگها و آوازها و مزه ها و اشخاص و ملموسات جارى است چنان كه شخصى را از نزديك بزرگ و از دور كوچك مىبينى ، تا آنجا كه هر چه نزديك بيننده آيد بزرگتر و هر چه از او دور گردد كوچكتر ديده شود ، همين طور آواز از نزديك قوى و از دور ضعيف شنيده مىشود ، و در باب مزه چيزى را كمى مىچشى و آن را كمى شيرين مىيابى و چون بيشتر آن را بچشى شيرينترش خواهى يافت ، و در باب لمس چيزى را با لمس اندكى سرد ، و با لمس بيشترى گرم مىيابى ، شكل و صورتى از نزديك مختلف ديده مىشود و چون از بيننده دور شد آن را يكسان و بدون اختلاف مىبيند ، اينان گمان بردهاند كه همه چيزها در حقيقت يكسان و برابرند و نزديك به سوفسطاييه مىباشند . طايفه ديگرى گفتهاند همه چيزها فروع چهار اصل مىباشند ، اين چهار اصل كه پيوسته بوده و خواهند بود ، مادر جهان مىباشند كه عالم از اينها پديد آمده است ، اينها چهار فرد ساده حرارت و برودت و رطوبت و يبوست هستند كه خود به خود بىعلت و اراده و مشيتى مىرويند . طايفه ديگرى گفتهاند اصول عالم چهار چيز است كه مادرهاى همه چيز جهانند و با آنها پنجمى است كه پيوسته بوده و خواهد بود و اين اصول را با اراده و