اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
185
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
مشيت و حكمت تركيب و تاليف مىكند و جفتها را بهم نزديك مىنمايد تا نتيجه ها از آنها پديد آيد و از نزديكى اضداد به يكديگر جلوگيرى مىكند و آن علم است . طايفه ديگرى كه اصحاب جوهر يعنى ارسطوييان باشند ، مىگويند چيزها بر دو قسمند : جوهر و عرض ، جوهر هم بر دو قسم است : زنده و غير زنده ، حد جوهر اين است : » القائم بنفسه « چيزى كه به خود قائم است . جدايى اقسام جوهر از يك ديگر بعرض خاص است نه بامر ذاتى ، عرض نه قسم است : قسمى از آن » كميت « است كه عدد باشد به چهار صورت يعنى كيل و مساحت و وزن و قول . قسم ديگر » كيفيت « است به هشت صورت يعنى كون و فساد و هيئت و حيله [ 1 ] و قوت و ضعف و الف و مالوف . ديگر از مقولات » اضافه « است به چهار صورت يعنى طبيعى و صناعى و استحسان و مودت . ديگر » متى « است كه بر وقت گفته مىشود و مراد بوقت زمان است به سه صورت يعنى گذشته و آينده و پيوسته . ديگر » انى « كه بر مكان گفته مىشود يعنى شش جهت : پيش و پشت و بالا و پايين و راست و چپ . ديگر » جده « يعنى ملك به دو صورت خارجى و داخلى ، خارجى مثل برده و خانه و اثاث و مانند اينها ، و داخلى مثل علم و حكمت . ديگر » نصبه « يعنى هيئت چيزى ، مثل گفتار گوينده : فلان ايستاده و فلان نشسته و فلان رونده و فلان آينده است . ديگر » فاعل « و آن دو قسم است يا فاعل به اختيار است يا فاعل بطبع ، فاعل مختار مثل زنده پاينده خورنده آشامنده ، و فاعل بطبع مثل حركت چهار عنصر مانند آتش كه از مركز به بالا مىرود و مانند اجزاى زمين كه از بالا بمركز خاص خود
--> [ 1 ] ظاهرا حليه باشد يعنى خلقت كه از اجتماع لون و شكل پديد مىآيد ، جبله هم محتمل است .