اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

161

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

يا بدون حركت و چگونه آن قوه ها اين قوه ها را تدبير مىكنند و اينكه هر يك از قوه هاى جسمانى مادى جزئى است از چيزهاى شريف ( روحانى ) و نيز بيان كرده است كه عقل چيست و معقول چيست و نفس كلى چيست و هبوط و طلوع آن كدام است . سپس كتاب ارسطو در توحيد است كه در آن مىگويد : علت ثابت ( بىحركت ) علة العلل است و دهر در زير امر او است و او است كه مبدع اشياء است و ابداع كار او است و در اين باب گفتارى دارد كه توحيد را آشكار ساخته است . اما كتابهاى اخلاقى ارسطو [ . . . ] و بيان اخلاق نفس و سعادت نفسانى و بدنى و تدبير عامه و خاصه و تدبير مرد زن خويش را و سياست و تدبير مدن و داستانهاى كسانى كه اهل تدبير مدن بوده‌اند . اينها است اغراض برجسته كتابهاى ارسطاطاليس حكيم كه ذكر شد و كتابهاى ديگرش دنباله همينها است . و از حكماى يونان است » بطلميوس « واضع كتاب مجسطى و كتاب [ ذات ] الحلق و » ذات الصفائح « كه اسطرلاب باشد و » قانون « . اما كتاب مجسطى در علم نجوم و حركات است و معنى مجسطى » كتاب اكبر « است و 13 مقاله دارد . مقاله نخستين مجسطى بذكر خورشيد آغاز مىشود چه خورشيد اساس اين علم است و جز بوسيله آن نمىتوان بدانستن چيزى از حركات فلك راه پيدا كرد . پس در باب اول ( اين مقاله ) گفته است كه خورشيد را فلكى است خارج مركز از مركز عالم و ناحيه اى از آن فراتر و به طرف آن قسمتى از فلك البروج كه محاذى آن است ، بالا رفته و از مركز زمين به نسبت دور تر است ، و ناحيه ديگرى از آن به طرف زمين فرورفته و از آنچه از فلك البروج با آن محاذى است نسبتا دور تر است ، پس جاى بلندى همان جايى است كه خورشيد در آن كندى مىكند و جاى پستى جايى است كه خورشيد در آن شتاب دارد . آنگاه در اين باره گفتار