اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
109
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
باب دهم ، باب خواستن سود مردم بزيان خويشتن و انديشه در انجام كار ، يعنى باب اللبوة و الاسد [ 1 ] ( باب ماده شير و شير ) . [ 2 ] بعضى دانايان هند گفتهاند : مردم بلاد [ هندوستان ] با مرگ پياپى ، دانشمندان خود را از دست دادند و دولت رو به سستى نهاد تا آنكه » هشران « پادشاه شد و كسى را خواست كه آداب و رسوم دين پدرانش را زنده كند . پس » قفلان « كه مرد هوشمندى بود نزد شاه آمد و گفت آدمى نوعى است از حيوان و حيوان نوعى است از نامى و نامى از طبيعتهاى ( عناصر ) چهارگانه يعنى آتش و هوا و زمين و آب است . نامى بر سه قسم است : يكى نبات ( رستنى ) كه فقط نمو دارد ، دوم آنچه در دريا است از قبيل صدفها و مانند آن كه نمو و حس دارد ، سوم حيوان بيابانى كه نمو و حس و حركت دارد . حيوان كمتر و ناچيزتر از آن است كه آفريدگار تدبير و تربيتش كند بلكه پرورش حيوانات و تدبير آنها را فلك انجام ميدهد . شاه گفت صورت و برهان آنچه را ميگويى بياور تا ببينم . قفلان » نرد « را اختراع كرد و گفت مردم اتفاق دارند كه گردش زمان يك سال يعنى دوازده ماه است كه دوازده برج باشد و روزهاى ماه سى روز است به اين معنى كه هر برج را سى درجه است و ايام هفته هفت روز است چنان كه كواكب سياره هفت ستاره است . آنگاه قفلان براى نشان - دادن اينها صفحه اى ساخت بجاى سال و در آن بيست و چهار خانه به شماره ساعتهاى شب و روز ، در هر طرفى دوازده خانه مانند ماهها و برجهاى سال قرار داد ، پس براى آن سى مهره بجاى روزهاى ماه و درجه هاى برجها مهيا نمود و دو نگين را شبيه شب و روز گردانيد ، در هر نگينى شش جهت بود و شش عدد تامى است داراى نصف و
--> [ 1 ] ل ، ب ، ن : باب اللبوة و الاسوار [ 2 ] از ده باب اصل ، دو باب : باب الناسك و ابن عرس ، و باب ابن الملك و الطير ذكر نشده و بجاى آن دو از شش بابى كه پارسيان ملحق كردهاند دو باب : باب البلار و البراهمه ، و باب السائح و الصائغ ذكر شده است .