سيد محمد باقر شفتي
86
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
بدان كه مناسب در اين مقام اين است كه تنبيه شود بر طريق استعلام مخارج حروف مىگوئيم : تا حال به حديثى كه در آن تعيين مخارج حروف شده باشد برنخوردهايم ، بلكه مظنون اين است كه چنين حديثى نبوده باشد ، بلكه طريق تشخيص آن تتبع و تصفح محاورات و استعمالات فصحاى از أهل لسان است . نظر به اين كه قرآن مجيد به لغت عرب منزل شده ، مشخص است كه در آن تغيير و تبديل در مخارج حروف نشده است ، پس مخارج حروف به آن نحوى است كه بوده خلاق عالم جل جلاله فرموده * ( ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِه ) * « 1 » و فرموده * ( إِنَّا أَنْزَلْناه قُرْآناً عَرَبِيًّا ) * « 2 » ظاهر اين است وجه اختلاف در تعيين مخارج حروف اختلاف در استنباط است ، هر كس به نحوى كه به تأمل در استعمالات فصحاء استنباط نمود ثبت نموده . بنابراين ظاهر اين است كه رعايت اين دقايق كه مذكور شد موقوف عليه صحت قرائت نبوده باشد ، بلكه لازم همان قدر است كه تلاوت شود به نحوى كه امتياز ما بين حروف متحقق شود ، و علاوه بر اين از محسنات قرائت است ، قدرى كه معتبر در صحت عمل است همان قدر است كه مذكور شد ، يعنى تلاوت نمايد به نحوى كه حروف ممتاز شود از هم ديگر ، و اين قدر گاه است موقوف است به أداى حروف به نحوى كه مذكور شد ، و گاه است چنين نيست . مجملا معتبر در تلفظ حروف آن است كه در حين تلفظ هرگاه أهل لسان مطلع شوند گويند اين شخص فلان حرف را تلفظ نمود ، و اگر چنين نباشد محكوم به بطلان خواهد بود . بعد از آن كه اين مطلب مشخص شد مىگوئيم : مطلب اين است كه اخلال به حرف از حروف فاتحة الكتاب ، و همچنين است كل أذكار واجبه در نماز ، مثل تكبيرة الاحرام و ذكر ركوع و سجود و تشهد و تسليم اخلال به حرف واحد
--> « 1 » سورهء ابراهيم آيه 4 . « 2 » سورهء يوسف آيه 2 .