سيد محمد باقر شفتي
87
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
از هر يك كه بوده باشد عمدا موجب بطلان نماز است ، خواه ترك آن بوده باشد يا تبديل حرف به حرف ديگر . مخفى نماند كه چنانچه نماز باطل مىشود به سبب اخلال به حرف در آنچه مذكور شد ، همچنين باطل مىشود به سبب اخلال به تشديد ، نظر به اينكه اخلال به تشديد مستلزم اخلال به حرف است ، و اما اخلال به مد پس مىگوئيم : مد يا متصل است يا منفصل يا غيرهما . توضيح مطلب مقتضى اين است كه گفته شود : مد در لغت به معنى كشيدن است ، و در اصطلاح قراء عبارت از كشيدن صوت است به نهج مخصوص ، و اين مد يا ذاتى حرف است يا عارضى او است ، كلامى در اول نيست ، نظر به اين كه اين لازم تلفظ به طبيعت حرف است ، بلكه كلام در مدى است كه نسبت به أمر خارج عارض كلمه مىشود ، و آن أمر خارج يا همزه است يا سكون ، آنجا كه همزه سبب مد مىشود آن را مد متصل و مد منفصل مىگويند ، و سببيت سكون در غير مد متصل و منفصل است ، مثل مد عارض و مد سكون لازم مدغم و غيرهما . و وجه سببيت همزه از براى مد در متصل و منفصل به جهت سهولت أمر در أداى همزه است از مخرج خود ، چنانچه وجه آن بعد از تأمل در تلفظ به أولئك و ما أنا ظاهر مىشود ، مد متصل آن است كه حرف مد و سبب مد هر دو در يك كلمه جمع شوند ، حرف مد سه تا است : الف ما قبل مفتوح ، و واو ساكن ما قبل مضموم ، و ياى ساكن ما قبل مكسور . پس هرگاه حرف مد كه عبارت از يكى از اين سه حرف باشد و سبب مد كه همزه بوده باشد در يك كلمه جمع شوند آن مد را مد متصل خوانند ، نظر به اتصال حرف مد و سبب آن كه همزه بوده باشد مثل جاؤا و اولئك و جيء و سوء ، و مد