سيد محمد باقر شفتي
79
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
يوصف ، يعنى اللَّه أكبر و أجل من أن يوصف ، خداوند عالم عز شأنه أجل از آن است كه وصف واصفى تواند احاطه به ساحت جلال و عظمت آن جناب نمايد . تفسير ثانى را شيخ صدوق در كتاب معانى الاخبار « 1 » از مقتداى قاطبهء أخيار جناب حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت نموده ، بعد از آن كه آن حضرت رد تفسير اول فرموده ، پس مختار تفسير ثانى است ، و تفسير اول مناسب نيست اگر چه أوفق به وضع لغوى لفظ است . بيان عدم مناسبت آن اين است كه ما سوى جل جلاله هر چه هست كه مخلوق خداوند عالم و أضعف عبيد آن قادر مطلق است ، پس اين تفسير كه عبارت از اللَّه أكبر من كل شيء بوده باشد مناسب نيست ، نه قبل از خلقت أشياء و نه بعد از ما قبل در خلقت آنها ، پس در آن وقت چيزى نبود كه توان گفت كه أكبريت خلاق عالم جل جلاله نسبت به آنها است . و اما بعد از خلقت ، پس مشخص است كه قاطبهء مخلوقين كه به محض التفات حضرت جهان آفرين مخلوق شده اول عبيد خالق سماوات و أرضين است . بعد از آن كه كسى معرفت به علو و كمال خالق به قدر مقدور هم رسانيد و عالم به دنو و قصور مخلوق گرديد ، و دانست كه أصل وجود و قاطبهء كمالات آنها رشحهاى از رشحات فيض آن فياض مطلق است ، و اين كه هيچ نسبت ما بين طرفين نيست مگر نسبت خالقيت كه منتهاى مرتبهء كمال و غايت مرتبهء جلالت است ، و مخلوقيت كه غايت مرتبهء ذلت و منتهاى مرتبهء دنائت است بالاضافهء به خالق ، با وجود اين اطلاع در مقام تعظيم و تبجيل چنين خالق جليل گويد خداوند عالم بزرگتر از همهء مخلوقين خود است ، بسيار بسيار كلام بىجا است بلكه واهي است ، به خلاف معنى ثانى كه بسيار معنى عالى و متين و مناسب در مقام
--> « 1 » معانى الاخبار ص 11 .