سيد محمد باقر شفتي

75

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

صلاة ، نظر به اين كه نماز او باطل شد به سبب اتيان به تكبيرهء ثانيه ، پس گويا كه داخل در نماز نشده بوده است ، بنابراين تكبيرهء ثالثه به قصد مذكور دخول در نماز متحقق مىشود . و از آنچه مذكور شد حكم تكبيرهء رابعه و خامسه و هكذا مشخص شد . و از آنچه مذكور شد ظاهر مىشود كه حاجت نيست به اين كه بگوئيم : چون كه تكبيرة الاحرام مىبايد متصل باشد به نيت ، پس حكم به اين كه با تكبيرهء ثالثه مثلا دخول در نماز متحقق مىشود در صورتى است كه با نيت بوده باشد ، وجه عدم حاجت به جهت آن است چون كه مفروض آن است كه هر تكبير به جهت دخول در نماز است ، پس انفكاك اين از نيت محال است . لكن كلامى كه در اين مقام هست اين است كسى كه تكبير گفت به قصد دخول در نماز تكبير ديگر به همين قصد بى معنى است ، مگر در صورت اعراض از قصد اول و فعل منافى ، يا در حالت ذهول از اول ، يا در صورتى كه معتقد اين بوده باشد كه به سه تكبير مثلا دخول در نماز متحقق مىشود ، كه هر يك از تكبيرات ثلاث علت ناقصه بوده باشد به جهت دخول در نماز به مجموع من حيث المجموع در نماز متحقق شود ، اول دانسته شد كه از محل كلام خارج است ، به جهت آن كه بعد از اعراض از تكبير اول و فعل منافى مشخص است دخول در صلاة به تكبير دوم خواهد بود ، و ثالث محل اشكال است به جهت آن كه ممكن است كسى بگويد تكبير گفتن به قصد اين كه به اين تكبير دخول در نماز متحقق نمىشود منهى عنه خواهد بود ، پس كل باطل خواهد بود ، بنابراين به هيچ يك دخول در نماز متحقق نخواهد شد ، بلكه به مجموع من حيث المجموع نيز دخول در نماز متحقق نخواهد بود ، نظر به اين كه كل شريك خواهند بود در اين معنى كه مذكور شد .