سيد محمد باقر شفتي

68

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

پنج قسم مىشود : اول - آن است كه اشباع حركت نمايد به نحوى كه مولد حرف بوده باشد ، و آن حرف در مثل آن مقام موضوع باشد به جهت معنى ، و آن معنى مقصود قارى نيز بوده باشد ، مثل اين كه اشباع فتحهء قاف نمود در خلق در آيهء كريمه * ( سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى . الَّذِي خَلَقَ ) * به حدى كه الف حاصل شود ، معلوم است آن الف در مثل اين مقام موضوع است از براى علامت تنبيه ، و اين معنى را نيز قصد نمايد ، تشكيكى در عدم جواز و بطلان عمل در اين صورت نيست . دوم : مثل آن است مگر در قصد آنچه را كه زيادتى مقتضى اين بود ، يعنى قرائت نمود با اشباع فتحهء قاف در آيه شريفه به نحو مذكور ، لكن قصد اين كه صيغهء تنبيه است يا آن كه قصد عدم نمود اين قسم محل خلاف ما بين فقهاء است ، از جماعتى از فقهاء ظاهر مىشود حكم به صحت عمل ، لكن مختار عدم جواز و بطلان عمل است . سوم : آن است آن حرفى كه از اشباع حركت حاصل شده اگر چه در مثل آن مقام موضوع نيست به جهت معنى لكن موجب اندراج كلمه مزيد فيها مىشود در تحت بعضى ألفاظ موضوعه ، مثل اشباع باء أكبر به حدى كه بگويد أكبار ، و حرف زائد به سبب اشباع فتحه در اين مقام اگر چه وضع به جهت معنى نشده است ، لكن باعث اين شد كه اين لفظ مندرج شد در تحت بعض ألفاظ موضوعه . نظر به اين كه أكبار جمع كبر است ، و كبر نقاره و دهل را گويند ، و اين بر دو قسم مىشود ، به جهت آن كه اين معنى يا منوى قارى هست يا نه ، در صورت اول تشكيكى در فساد آن نيست . و أما در صورت ثانيه پس محل خلاف ما بين فقهاء است ، مختار در اينجا نيز فساد عمل است ، و فرقى در اين باب ما بين اين كه اكتفاء به آن نمايد يا اعادهء بر وجه صحيح نمايد نيست ، مگر در صورتى كه فرض شود كه