سيد محمد باقر شفتي

67

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

باشد ، در اين صورت اگر چه حكم به لزوم اشباع حركت آن به نحو مذكور مشكل است لكن شبهه‌اى در جواز آن نيست ، تعبير از قسم اول به مد متصل مىنمايند و از قسم ثانى به مد منفصل چنانچه تفصيل اينها در مبحث قرائت مذكور خواهد شد انشاء اللَّه تعالى . قسم ثالث : آن است كه سبب مد سكون لازم بوده باشد مثل * ( دَابَّةٍ ) * و * ( « أَ تُحاجُّونِّي » ) * و * ( « وَلَا الضَّالِّينَ » ) * در اين صورت نيز ظاهر اين است اشباع حركت آن حركت مقدم بر حرف مد لازم بوده ، و تعبير از اين مد سكون لازم مدغم مىنمايند . قسم چهارم : آن است كه سبب مد سكون غير لازم بوده باشد ، در اين صورت نيز اشباع حركت آن حرف به نحوى كه مولد حرف بوده باشد بى اشكال جايز است ، مثل العالمين ، الرحمن الرحيم ، و يوم الدين و نستعين و نحو اينها . قسم پنجم : آن است كه حروف مد منفك از سبب مد بوده باشد ، به اين معنى كه همزه و سكون بعد از حروف مد نبوده باشد ، مثل رحمن و غفور و شديد در غير حالت وقف ، در جميع اين صور اگر چه در اخلال به اشباع حركت آن حرف كه قبل از حروف مد است مطلقا حرجى نيست ، لكن حكم به عدم جواز اشباع آن به نحوى كه ضعف امتداد معتبر حاصل شود ، بلكه حكم به فساد عمل بسيار مشكل است بلكه ممكن نيست ، بنابر اين هرگاه كسى اشباع در ضمهء فاى غفور رحيم نمود به نحوى كه امتداد منجر شد به قدر دو و او حكم به عدم جواز آن ممكن نيست ، و همچنين در كسره ياى رحيم در غير حالت وقف ، و همچنين در أمثال آن امتداد الف جلاله در مثل اللَّه أكبر و اشباع ألف أعلى در سبحان ربي الاعلى و نحو اينها . قسم ششم : اشباع حركت است در غير أقسام مذكوره ، و اين منقسم بر