سيد محمد باقر شفتي

51

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

مقصود در اين مقام بيان حال مصلى است در انتقال از أعلى به أدنى و بالعكس به حسب اختلاف در حال او از حيثيت تنزل و ترقى چنانچه هرگاه مكلف مشغول به نماز شد با قيام استقلالى عاجز شد از اتمام نماز به آن حالت منتقل مىشود از قيام استقلالى به قيام استنادى انتصابى ، و در صورت عجز از اين منتقل مىشود از قيام انتصابى به انحنايى استقلالى با امكان ، و به استنادى با عدم امكان . و در صورت عجز از همه منتقل مىشود از قيام به قعود استقلالى ، و با عجز از اين منتقل مىشود به قعود استنادى انتصابى ، و با عدم امكان منتقل مىشود به قعود انحنايى ، و با عجز از همه منتقل مىشود به اضطجاع ، اين در حال اشتداد مرض و تنزل مكلف است ، و همچنين است حال در ترقى و خفت مرض ، يعنى هرگاه شروع به نماز نمود مضطجعا و بعد ترقى در حال او هم رسيد ، منتقل مىشود از اضطجاع به قعود استنادى ، و همچنين است حال از قعود استنادى و استقلالى و از قعود به قيام و هكذا . كلامى كه در اين مقام هست اينستكه در حال انتقال از حالتى به حالتى ديگر آيا لازم است ترك قرائت نمايد يا نه ؟ ظاهر اينستكه تأملى نبوده باشد در لزوم ترك قرائت در صورتى كه انتقال از حالت أدنى به أعلى بوده باشد ، مثل انتقال از اضطجاع به قعود و از قعود به قيام . كلامى كه هست در صورت عكس است ، نظر به اين كه از بعضى ظاهر مىشود لزوم اشتغال به قرائت و عدم جواز ترك آن ، نظر به اينكه آن حالت واسطه ما بين انتقال از قيام به قعود أقرب است به حال قيام از حالت منتقل اليها و أشرف از آن ، پس اشتغال به قرائت در آن حالت لازم است ، ظاهر اينستكه فرقى ما بين حالتين نبوده باشد ، به اين معنى ترك اشتغال به قرائت در هر دو صورت لازم بوده باشد .