سيد محمد باقر شفتي
50
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
به معونت غير ظاهر اين است كه واجب بوده باشد ، پس اجتزاء به ايماى به رأس تنها نمىتواند نمود ، بلكه لازم است ما يصح السجود عليه را بلند نموده آن وقت به معونت ايماى به رأس جبهه را به آن چيز برساند . و اما هر گاه ايماى به رأس ممكن نبوده باشد بلكه مكلف به او ايماى به چشم بوده باشد ، ظاهر اين است كه رسانيدن چيزى را كه سجده بر آن جايز بوده باشد به پيشانى واجب نبوده باشد ، پس اكتفاى به همان ايماى به عين به جهت سجده كفايت مىكند ، لكن در صورت امكان اگر رعايت آن نمايد شايد أسلم بوده باشد . بنابر آنچه مذكور شد سجده ايمايى به چند طريق مىشود : اول - آن است ايماى به سر نمايد با وضع جبهه بر ما يصح السجود عليه به معونت بلند نمودن آن خواه خود بلند نمايد يا ديگرى . دوم : آن است كه اكتفاء به همان ايماى به سر نمايد در صورت عدم امكان رفع ما يصح السجود عليه . سوم : آن است كه اكتفاى به ايماى به چشم نمايد ، اگر چه متمكن بوده باشد از رسانيدن ما يصح السجود عليه را به پيشانى . مبحث نهم در بيان انتقال از حالت عليا به سفلى است و بالعكس بدان كه از مباحث مذكوره مشخص شد كه به جهت مكلف در نماز حالات مختلفه مىباشد ، قيام استقلالى و استنادى انتصابى و انحنايى . و همچنين است حال در قعود آن نيز منقسم مىشود به قعود استقلالى و استنادى انتصابى و انحنايى چنانچه جميع أنواع قيام مقدم است بر أقسام قعود ، چنين است حال در أقسام قعود نسبت به اضطجاع .