سيد محمد باقر شفتي

479

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

مجملا كلمات علماى مذكوره كه متعلق است به صلاة روز عيد غدير به نحوى است كه مذكور شد . و اما كلماتى كه متعلق به او نبوده باشد ، مثل كلام مرحوم شيخ بهائى و كلام ثانى محدث قاشانى ، پس مستند اين دو كلام به خصوصه حال در نظر نيست كه ملاحظه شود ، مثل مستند نماز روز بيست و چهارم ذى الحجه است يا نه ، اگر نحو اول است حال اين به نحوى است كه مذكور شد ، و اگر چنين نيست بلكه آية الكرسى در مستند در اين دو مقام مطلق بوده است ، در اين صورت كلام اين دو مرحوم دلالت دارد بر اين كه ايشان معتقد امتداد آية الكرسى تا * ( خالِدُونَ ) * بوده‌اند ، لكن مضر نيست نظر به آنكه منكر نفى خلاف در مسأله نيستيم ، پس اين دو نفر شريك مرحوم شيخ طوسى و غيره خواهند بود در اين قول . مخفى نماند از آنچه مذكور شد مشخص مىشود كه مختار در مسأله اين است كه آخر آية الكرسى * ( هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ) * بوده باشد ، نظر به ضعف مستند قول به امتداد تا * ( خالِدُونَ ) * سندا و دلالة ، چنانچه مفصلا بيان شد ، و مستندى كه در اثبات قول ثانى ذكر كرديم اگر چه به حسب سند آن نيز ضعيف است لكن به حسب دلالت أكثر آنها تمام است ، اگر چه در بعضى مناقشه توان نمود . و ضعف سند در اين مقام مضر نيست نظر به اينكه مدلول لفظ آيه مشخص است اضافه به كرسى به جهت اشتمال آن است به لفظ كرسى مثل آيه ملك ، پس آية الكرسى عبارت خواهد بود از آيه معهوده كه مشتمل بر لفظ كرسى است ، اين قدر متيقن است نصوص مذكوره كه دال بر اين معنى است مؤيد اين مطلب است ، به علاوه اعتضاد به شهرت محكيه در كلام علامه مجلسى و غيره ، بلى در حكم به اين كه مراد از آية الكرسى علاوه بر اين مطلب است محتاج هستيم بدليل ديگر . و چون كه نصوص سابقه قابل اين نبود كه توانيم اعتماد نمود در اثبات اين