سيد محمد باقر شفتي

440

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

حرف آخر است با قطع نفس ، دوم : مثل اين است با عدم قطع نفس ، خواه فصل متحقق شود ما بين يا نه . سوم : با اظهار حركت حرف آخر است با عدم قطع نفس ، مگر در دفعهء آخر كه قطع نفس مىنمايد با عدم اظهار حركت . چهارم : مثل سوم است لكن با قطع نفس هر يك از سه قسم اول كه بوده باشد امتثال حاصل است به خلاف چهارم . و اما حديث « التكبير جزم » پس تمسك به آن در عدم جواز وصل به حركت در محل كلام - محل كلام است به جهت عدم وجود حديث مذكور در طرق شيعه ، پس حديث مذكور از طرق عامه خواهد بود ، لهذا اعتماد به آن در مخالف مقتضاى قواعد لغت و ادب نمىتوان نمود ، بر فرض غمض عين از اين مرحله دور نيست كه تكبير در آن اشاره باشد به تكبيرة الاحرام با كل تكبيرات ثابته در نماز . مجملا تمسك به آن در اين مقام محل اشكال است ، شايد از اين راه بوده باشد كه مرحوم شيخ شهيد قدس اللَّه تعالى روحه السعيد و غيره متمسك به آن شده‌اند در تكبيرة الاحرام ، و حكم فرموده‌اند بر اين كه مستحب است ترك اعراب در آخر تكبيرة الاحرام به جهت اين حديث ، مشخص است استحباب مستلزم رجحان است نه تعين رجحان ترك اعراب نسبت به اظهار اعراب ، قطع نظر از امور خارجه مسلم است لكن به نحوى كه مذكور شد نه مطلقا . مخفى نماند آنچه مذكور شد در كيفيت تسبيح سيدهء نساء صلوات اللَّه عليها و على أبيها و بعلها و أولادها مشهور ما بين فقهاء است ، و ظاهر از شيخ صدوق نور اللَّه تعالى مرقده در جمله‌اى از مصنفات ايشان مثل مجالس و اعتقادات و هدايه و مقنع و فقيه تقديم تسبيح است بر تحميد ، و اين ظاهر مىشود از مرحوم شيخ طوسى در كتاب اقتصاد ، و حكايت شده است از والد بزرگوار شيخ صدوق و ابن جنيد .