سيد محمد باقر شفتي
402
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
بر مدح و ثناى جناب أحديت جل شأنه ، و أما دعا پس استعمال مىشود در دو معنى اول خاص است و آن كلامى است كه مشتمل بوده باشد بر طلب از دانى نسبت به عالى ، مثل قولنا اغفر لنا و لا بائنا و أمهاتنا و أعمامنا و أخوالنا . و ثانى اعم از اين است ، از اين قبيل است كلام بسيارى از فقهاء كه فرمودهاند مستحب است دعا قبل از ذكر ركوع و سجود اول ، اشاره است به اين اللهم لك ركعت و لك أسلمت و بك آمنت الخ ما مر . دوم اشاره است به اين نحوه : اللهم لك سجدت و بك آمنت الخ . و همچنين فرمودهاند دعا مىخواند در وقت قيام از سجود ، و اين اشاره است به اين بحول اللَّه و قوته أقوم و أقعد و نحوه . مجملا آنچه ظاهر مىشود آن است كه ميان دعا و ذكر عموم و خصوص من وجه است ، افتراق دعا از ذكر در مثل اغفر لنا و لا بائنا و امهاتنا و اهل ديننا جميعا و افتراق ذكر از دعا در مثل اللَّه اكبر و لا إله الا اللَّه ، و مادهء اجتماع بسيار است ، مثل كلمات فرج لا إله الا اللَّه الحليم الكريم ، لا إله الا اللَّه العلي العظيم الخ . بعد از آن كه اين مطلب منقح شد مىگوئيم : مقتضاى تعريف اول جواز اجتزاء است در قنوت به مثل اللَّه أكبر دون ثانى ، مگر اين كه گفته شود مراد از مخصوص غير آن است . و مقتضاى تعريف ثانى جواز اجتزاء است به مثل اغفر لنا و لا بائنا و امهاتنا و أهل ديننا ، مناقشهء در هر يك از تعريفين وارد است ، مختار بعد از اين ظاهر خواهد شد . مبحث دوم : در محل قنوت است . بدان كه مشهور ما بين فقهاء آن است كه محل قنوت در غير از ركعت ثانيه صلاة جمعه بعد از فراغ از قرائت حمد و سوره و قبل از ركوع است ، خواه در ركعت اولى بوده باشد مثل صلاة جمعه يا ركعت ثانيه مثل قاطبهء صلوات ، و مرحوم محقق در معتبر قائل شدهاند به تخيير ما بين