سيد محمد باقر شفتي

38

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

به ركوع است . دوم : آن است هر گاه كسى از قيام منحنى شد به قصد ركوع ، در اين وقت متذكر شد كه اخلال به قرائت سوره مثلا نموده ، پس اگر به حد ركوع شرعى رسيده باشد عود به جهت تدارك منسى جايز نيست ، نظر به اين كه عود مستلزم زيادتى دو ركن است ، يكى قيام متصل به ركوع و ديگرى ركوع ، و حد ركوع شرعى عبارت از انحنايى است كه متمكن بوده باشد از رسانيدن دو دست بر دو زانو . و اما هرگاه متذكر شود به منسى قبل از بلوغ به اين حد ، در اين وقت لازم است كه عود نمايد به جهت تدارك منسى ، نظر به اين كه اين تذكر قبل از دخول در ركن است ، پس عود مستلزم زيادتى ركن نخواهد بود ، و هرگاه قيام متصل به ركوع قيامى بود كه از آن به قصد ركوع منحنى بشود مطلقا اگر چه به حد ركوع شرعى نرسد ، مىبايد عود در چنين صورت به جهت تدارك منسى جايز نبوده باشد . و از اين قبيل است هرگاه منحنى شد به قصد ركوع و قبل از بلوغ به حد ركوع شرعى متذكر شد كه اخلال به قنوت نموده ، در اين صورت عود به جهت تدارك قنوت منسى جايز بلكه مستحب است . قال شيخنا الشهيد قدس اللَّه تعالى روح السعيد في البيان : يرجع الناسى لوهوى الى الركوع ما لم يتم فيقضيه بعده « 1 » . سوم : از مواضع مذكوره آن است كسى منحنى شد به قصد ركوع قبل از بلوغ به حد ركوع شرعى متذكر شد كه ركوع را به عمل آورده نشست به قصد سجود ، در اين صورت ظاهر اين است كه نماز او صحيح بوده باشد ، نظر به

--> « 1 » البيان شهيد اول ص 86 .