سيد محمد باقر شفتي

346

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

حضرت مذكور شود ، و جماعتى از متأخر متأخرين با ايشان موافقت نموده‌اند در اين مطلب ، مثل صاحب مدارك و مرحوم شيخ بهائى و مرحوم جنت مكان علامه مجلسى و شيخ حر عاملي ، و اين قول را صاحب كنز العرفان ذكر فرموده كه بعضى حكايت نموده است از شيخ صدوق . وجه اين نسبت با آن كه منافى است با قول به عدم وجوب صلوات در تشهد كه ظاهر مىشود از آن بزرگوار ظاهر اين است ، مگر اين كه ذكر فرموده است در فقيه حديثى را كه مشتمل است بر امر به صلوات در هر وقت كه اسم شريف آن جناب مذكور شود ، و اين با آنچه در اول فقيه ذكر فرموده است كه من ذكر مىكنم در آن كتاب آنچه را كه مفتى به من بوده باشد ، مقتضى اين است كه مضمون اين حديث مفتى به او بوده باشد . لكن انصاف اين است به محض همين قدر نسبت قول به وجوب به آن بزرگوار بسيار مشكل است ، خصوصا كلام ايشان در جمله‌اى از كتب معتبرهء ايشان مثل فقيه و غيره مقتضى عدم قول به وجوب صلوات است در تشهد ، با آن كه اسم شريف آن جناب مذكور است . مجملا قائل به قول مذكور در ميان علماى شيعه ظاهر نبوده است تا زمان صاحب كنز العرفان ، و آنچه آن مرحوم ذكر فرموده از بعضى كه اين قول را حكايت نموده است از ابن بابويه ، نه صحت اين نسبت معلوم است و نه حاكى آن ، بلكه ظاهر از مرحوم محقق در كتاب معتبر و مرحوم علامه در كتاب منتهى و تذكره آن است كه قائل به اين قول منحصر است در عامه ، و چنين قولى ميان علماى اماميه نبوده است ، نظر به اين كه ادعاى اجماع فرموده‌اند بر عدم وجوب صلوات بر آن جناب در خارج نماز . و بعد از دعوى اجماع متعرض ايراد و دفع آن شده‌اند ، حاصل ايراد اين