سيد محمد باقر شفتي

309

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

از آن سر را از سجده برداشتند ، عرض كردم خداوند عالم مرا فداى تو گرداند وجه اين عمل چه بود ؟ فرمودند : متذكر نعمتى از نعمهاى الهى جل شأنه بر خود شدم ، يعنى سجده را به جهت تذكر آن نعمت كردم « 1 » . سوم : حديثى است كه ثقة الاسلام در اصول كافى در باب شكر به سند موثق از عثمان بن عيسى كه از أصحاب اجماع است از يونس بن عمار روايت نموده از جناب حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام كه فرموده : هرگاه احدى از شما متذكر شود نعمتى را كه خداوند عالم به او عطا فرموده بايد روى خود را به خاك بگذارد به جهت اداى شكر الهى جلت عظمته ، و اگر سواره باشد در همان وقت پياده شود و روى خود را به خاك بگذارد ، و اگر نتواند پياده شود به جهت تقيه يا عائقى ديگر روى خود را بر شاخ زين بگذارد ، و اگر اين را هم قدرت نداشته باشد ، پس روى خود را بگذارد بر كف دست خود ، بعد از آن حمد كند خداوند عالم جل شأنه را بر آن نعمت « 2 » . چهارم : باز حديث موثقى است كه ثقة الاسلام در همان باب روايت فرموده از عبد اللَّه بن مسكان از جناب حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام كه فرموده جناب فخر كائنات صلوات اللَّه عليه و آله در سفرى بر شترى از خود سوار بودند وقتى كه پياده شدند پنج سجده كردند ، بعد از آن كه سوار شدند عرض كردند : يا رسول اللَّه عملى از شما صادر شد قبل از اين نديده بوديم كه چنين عملى از شما صادر شود ؟ فرمودند : بلى جبرئيل بر من نازل شد چند بشارتى به من داد از جانب خداوند جليل به ازاى هر بشارتى سجده كردم « 3 » . پنجم : حديثى است كه شيخ صدوق در كتاب علل الشرائع روايت نموده

--> « 1 » بصائر الدرجات صفار ص 495 . « 2 » اصول كافى ج 2 / 98 ح 25 . « 3 » اصول كافى ج 2 / 98 ح 24 .