سيد محمد باقر شفتي
273
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
نبوده باشد ، و همچنين اين نحو بعد از رفع رأس از سجدتين مؤدى سنت نبوده باشد ، و قسم ثانى بلكه قسم چهارم از جلوس اقعاء اقعاء اخ كلب است ، و كيفيت آن به نحوى است كه مذكور شد ، يعنى انگشتان پاها را بر زمين مىگذارد و دو قدم را نصب نمايد و نشيمن را بر عقب دو پا واقع مىسازد . مطلب ثانى در بيان سجود بر جبين و ذقن است بدان كه آنچه در سابق بيان شد كه واجب است وضع آن در صورتى است كه سجدهء بر جبهه ممكن بوده باشد ، اگر چه به وضع بعضى اجزاى جبهه بوده باشد ، پس هرگاه مانعى در جبهه نبوده باشد مطلقا مكلف مخير است به وضع هر جزوى از اجزاى جبهه كه بوده باشد امتثال به آن حاصل است ، اگر چه استيعاب مهما أمكن أفضل است . و هرگاه در بعضى از اجزاى جبهه مانعى بوده باشد وضع جزء ديگر متعين است به هر نحو كه بوده باشد ، اگر چه به حفر گودالى بوده باشد ، مثل اين كه در وسط جبهه دمل يا جراحتى بوده باشد به حدى كه وضع جبهه ممكن نبوده باشد مگر به حفر گودالى يا به وضع جبهه بر چيز مختلف السطح به تعفير و تحديب ، در اين صورت سجده بر جبهه متعين است ، به اين نحو كه جبهه را مىگذارد به نحوى كه موضع دمل يا جراحت واقع شود بر آن گودال ، و أطراف دمل مثلا واقع شود بر أطراف گودال به حدى كه جزء سالم از جبهه واقع شود بر ما يصح السجود عليه ، در اين صورت اين متعين است . و با عدم امكان اين مثل اين كه عذر مستوعب جميع اجزاى جبهه بوده باشد ، يا متمكن از وضع به نحو مسطور نبوده باشد ، در اين صورت لازم است كه سجده بر جبين نمايد ، و با عدم امكان اين سجده بر ذقن نمايد ، و اين أحد اقوال