سيد محمد باقر شفتي

221

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

الانوار بيان شده ، و به اين معنى راجع مىشود كلام جماعتى كه تفسير راحه را به كف نموده‌اند ، مثل صاحب صحاح « 1 » و صاحب قاموس « 2 » ، و اين حكايت از ديوان و سامى نيز شده است ، نظر به اين كه راحه عبارت از تحت أصابع است تا قريب به زند . مجملا متبادر از كف در عرف همين معنى است كه مذكور شد ، اگر چه كلمات فقهاء در مباحث تيمم دلالت مىكند بر اين كه كف در تيمم عبارت است از زند تا سر انگشتان . و اما ركبه پس عبارت است از محل اجتماع أواخر استخوان ران و استخوان ساق پا . و اما ابهامان پس مراد از آن دو انگشت بزرگ دو پا است . مطلب ثانى : بدان كه بعد از اطباق فقهاى شيعه قدس اللَّه تعالى أرواحهم بر لزوم وضع هفت عضو در حال سجود بر زمين و تطابق كلمات آنها در اول يعنى جبهه و چهارم و پنجم يعنى ركبتين ، كلمات ايشان مختلف مىباشد در تعبير از ثانى و ثالث و سادس و سابع . اما در ثانى و ثالث ، پس عبارات اصحاب در اينها به سه نحو جارى شده ، بسيارى از فقهاء تعبير فرموده‌اند به كفين چنانچه مذكور شد ، و در جمله‌اى از عبارات تعبير شده به يدين ، و سيد مرتضى و ابن ادريس تعبير فرموده‌اند به مفصل كفين نزد زندين ، و فرق بين ظواهر كلمات مذكوره ظاهر است . نظر به اين كه مقتضاى اعتبار وضع كفين آن است كه امتثال حاصل نشود مگر به وضع راحت كف بر زمين در حال سجود ، و مقتضاى اكتفاء به وضع يد أعم از اين است ، نظر به اين كه به وضع أصابع يدين صادق است وضع يدين ، به خلاف وضع كفين .

--> « 1 » صحاح اللغه ج 1 / 368 . « 2 » قاموس اللغه ج 1 / 224 .