سيد محمد باقر شفتي
208
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
متيقن از اين حديث آن است آنچه را كه اول ذكر مىكند آن واجب مىشود . به علاوهء آن كه چنين قائلى در مسأله نديدهايم كه بگويد مكلف مخير است در اين باب هر يك كه قصد وجوب مىنمايد آن متصف مىشود به وصف وجوب و آنچه را مرحوم شيخ شهيد قائل شده مشخص شد كه دخل به اين معنى ندارد به علاوه آن كه دانستى مقتضاى فرموده ايشان آن است كه قصد وجوب شود در اول دائما . و مؤيد اين است هرگاه مكلف به قصد اتيان سه ذكر شروع به ذكر نمود يك مرتبه را به اين قصد اتيان نمود ، لكن وجوب و استحباب هيچ يك ننمود ظاهر اين است اكتفاء به همين دفعه مىتواند نمود ، بر او لازم نيست اتيان به دو دفعهء ديگر نمايد . و اگر واجب معين نمىبود ، لازم بود اكتفاء نتواند نمود . مثل اين كه كسى منظورش اين بود كه اتيان به تكبيرات افتتاحيه نموده باشد به همين قصد اتيان به يك تكبير نمود ، لكن قصد اين كه اين تكبيرة الاحرام است ننمود ، بعد رأى او منحرف شد در اتيان به تكبيرات افتتاحيه ، مشخص است كه اكتفاء به آن تكبيرى كه گفته است نمىتواند نمود مكان تكبيرة الاحرام ، نظر به اين كه تعين او به نيت مكلف بود ، اگر ما نحن فيه چنين بود مىبايست مثل اين بوده باشد و حال آن كه چنين نيست ، پس از همهء آنچه مذكور شد مشخص شد كه واجب در ركوع و سجود همان ذكر اول است ، خواه قصد وجوب در آن بكند يا نه . مطلب ثانى : كه از اهم جميع مطالب و مآرب است در اين مقام ، آن است كه در ركوع و سجود كه عبارت از أذل حالات مكلف است در نماز ، ملتفت آن شود كه اين ذلت از براى كيست ؟ و چيست ؟ دور نيست حكمت در وضع تكبير در حين ارادهء ركوع و سجود اين بوده