سيد محمد باقر شفتي
205
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
بر اين نيست ، بلكه صريح در خلاف آن است ، نظر به آنچه تصريح فرموده كه واجب همان است كه در اول گفته مىشود ، اگر چه قصد وجوب در آن ننموده باشد ، و كلام دروس اگر چه احتمال دارد آنچه را كه در عنوان مذكور شد ، لكن دور نيست كه مقصود همان است كه در ذكرى فرمودهاند . محصل فرمودهء ايشان آن است كه واجب در ذكر و سجود همان مرتبهء اولى است ، امتثال از امر واجب حاصل مىشود ، اگر چه قصد وجوب در آن ننموده باشد ، بلى هر گاه قصد وجوب غير اول نمايد به اين نحو قبل از شروع به ذكر قصد اين نمايد اين ذكر كه در دفعهء اولى اتيان مىنمايم ذكر مستحب بوده باشد ، و ذكر واجب آن ذكرى كه در مرتبهء سوم اتيان مىنمايم ، در اين صورت واجب همان مىشود كه قصد وجوب در آن نموده است ، پس ذكر مستحب مقدم مىشود و ذكر واجب مؤخر ، اشكال در اين ظاهر است . بيان آن اين است : بعد از آن كه فرض كرديم كه واجب مرتبهء اولى است به حدى كه اگر كسى ذكر بگويد قصد وجوب و استحباب هيچ يك نكرده باشد واجب محسوب شود ، چگونه مىتواند مكلف اين را مؤخر داشته باشد ؟ با آن كه به تعيين شارع آن مقدم است . مجملا معنى آن كه واجب مرتبهء اولى است آن است كه شارع واجب ساخته است ذكر واجب در ركوع و سجود را اول مرتبه اتيان نمايد ، و مع ذلك تأخير آن منافى با ايجاب شارع است ، پس بايد جائز نباشد ، پس فرض وجوب مرتبهء اولى با تجويز تأخير غير معقول است ، بلى هرگاه قائل به وجوب مرتبهء اولى نشويم ، يعنى بگوئيم كه بر ما واجب است واجب را در مرتبهء اول اتيان نمائيم ، بلكه چنين گوئيم : كه بر ما واجب است ذكر ركوع را يك مرتبه اتيان نمائيم ، و علاوهء بر واجب دو مرتبه اتيان آن مستحب است ، در اين صورت