سيد محمد باقر شفتي
204
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
در صورتى كه ذكرى را در اول اتيان مىكند نيت نمايد كه آن ذكر مستحب بوده باشد ، در اين صورت اگر چه طمأنينه به مقدار ذكر واجب به عمل آمده است ، لكن چون ذكر واجب را تأخير انداخته است و مشخص است در ذكر واجب واجب است ، پس طمأنينه علاوهء بر آنچه كه به عمل آورده است واجب خواهد بود ، به خلاف آن كه هرگاه اين ذكر را واجب قرار داده بود طمأنينه ديگر واجب نبود . پس اين كلام مقتضى اين است كه اتصاف احد أذكار ثلاثه در ركوع مثلا به وصف وجوب يا استحباب موكول به تعيين مكلف بوده باشد . كسى را مىرسد كه بگويد بعد از تسليم ما ذكر حصر ممنوع است ، نظر به اين كه ممكن است كسى بعد از وصول به حد ركوع به مقدار ذكر واجب تأمل كند ، يا آن كه اتيان به دعاى مقدم بر ذكر نموده باشد ، و حمل عبارت را بر اين معنى صحيح نيست ، نظر به لفظ تقديم و لفظ ذكر ، نظر به اين كه متعارف از ذكر در ركوع و سجود دعاى معهود نيست ، و در كلام شهيد در خود دروس شاهد بر اين مطلب هست . و قال في الذكرى : الاقرب أن الواجب هي الاولى ، لانه مخاطب بذلك حال الركوع ، و لا يفتقر الى قصد ذلك ، نعم لو نوى وجوب غيرهما فالاقرب الجواز ، لعدم تعين التضييق و الطمأنينة للمستحبات لا ريب في استحبابها ، لان جواز تركها يمنع وجوبها الا اذا قدم المستحب ، فان الظاهر وجوب الطمأنينة تخييرا ، لانه لم يأت بالواجب بعده ، و كذا الكلام في طمأنينة السجود « 1 » - انتهى كلامه رفع مقامه . انصاف اين است به نحوى كه در عنوان تقرير شد كلام اين بزرگوار دال
--> « 1 » ذكرى شهيد اول ص 199 .