سيد محمد باقر شفتي
203
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
آن ، گويا مراد اين باشد موظف در ركوع كلامى است كه دال بر ثنا و عظمت إله جل شأنه بوده باشد ، و اما سجود پس بسيار دعا كنيد در آن نظر به اين كه سزاوار اين است كه دعا در سجود مستجاب شود « 1 » . بدان كه مناسب در اين مقام ختم مبحث است به ذكر دو مطلب : اول : آن است كه ذكر واجب در ركوع و سجود معين است در واقع يا موكول به اختيار و تعيين مكلف است . توضيح مطلب اين است كه سابق بيان شد كه مقدار واجب از ذكر يك مرتبه است تثليث ذكر يا تخميس يا تسبيع آن مستحب است . كلامى كه در اين مقام هست اين است كه آيا ذكر واجب همان دفعه اولى است ، خواه قصد وجوب در آن بكند يا نه خير چنين نيست ، بلكه تعيين واجب موكول به تعيين مكلف است . پس هرگاه قصد وجوب در سوم نمود ، دو تاى اول مستحب خواهد بود واجب همان سوم است و هكذا ، پس اگر قصد وجوب در چهارم نمود در اين صورت واجب محفوف خواهد بود به ذكر مستحب متساوى يا مختلف ، بنابر اين ممكن است كه واجب اول بوده باشد يا آخر يا متوسط بالمساوات او بالاختلاف . ظاهر از كلام شيخ شهيد در كتاب دروس و ذكرى ثانى است ، پس تعيين وجوب موكول به اختيار مكلف است ، هر يك را كه تعيين نمود همان واجب خواهد بود . قال في الدروس : لا يوصف الطمأنينة الزائدة أو في الانتصاب منه بالوجوب الا في صورة تقديم الذكر المستحب على الاقرب « 2 » انتهى . ظاهر اين است مراد آن مرحوم از اين عبارت اين بوده باشد طمأنينه در ركوع واجب است به قدر ذكر واجب ، علاوهء بر اين قدر واجب نيست ، مگر
--> « 1 » وسائل الشيعة ج 4 / 930 ح 2 از معانى الاخبار . « 2 » دروس شهيد ص 38 .