سيد محمد باقر شفتي
188
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
ششم : آن است كه انفراج ما بين قدمين در حال ركوع به قدر يك وجب بوده باشد ، اگر چه در حال قيام اين قدر نبوده باشد . هفتم : آن است كه نظر او در حال ركوع به ميان دو قدم او بوده باشد . هشتم : تجنيح عضدين است ، يعنى دو بازو را به بدن و اضلاع پهلو نچسباند ، بلكه باز نمايد مثل جناح مرغ در حال طير آن ، و اين مستلزم اين است كه عضد از زير بغل دور شود و ذراعين از محاذات جنبين بيرون رود ، و اين مدخليت تمام دارد در تسويه ظهر مطلوب . نهم : اين است كه قبل از شروع به ذكر ركوع اين دعا را بخواند « اللهم لك ركعت و لك أسلمت و بك آمنت و عليك توكلت و أنت ربي خشع لك قلبي و سمعي و بصري و شعري و بشري و لحمي و مخي و عصبي و عظامي و ما أقلته قدماي غير مستنكف و لا مستكبر و لا مستحسر » . تفسير ظاهر اين - اين است : پروردگارا از براى تو ركوع مىكنم و به تو اسلام آوردهام و به تو ايمان آوردهام ، و بر تو توكل كردهام و تو پروردگار منى ، خشوع و ذلت نمىكند از براى تو قلب من و گوش من و چشم من و خوى من و پوست من و گوشت من و خون من و مغز استخوان من و پيهاى بدن من و استخوانهاى من ، و همچنين خشوع مىكند از براى تو هر چه را كه دو قدم من حامل او هست ، استنكاف از عبادت تو ندارم ، و استكبار در اين ندارم ، بلكه تعب و مشقت و رنج خود را در اين نمىبينم ، بلكه لذت و راحت خود را در عبادت و خشوع در خدمت تو مىدانم . دهم : آن است كه ذكر ركوع را سه مرتبه يا پنج مرتبه يا هفت مرتبه بگويد مراد از سه مرتبه فصاعدا سه مرتبه گفتن تسبيحهء كبرى است و اين ظاهر است ، پس مراد اين است يك مرتبه اين ذكر واجب است ، كفايت مىكند در حصول امتثال