سيد محمد باقر شفتي

167

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

و اما احتمال اقحام اسم ، اى ادخال اسم ما بين جار و مجرور او يعنى لفظ جلاله با عدم حاجت بر او ، پس مناسب در كلامى كه در آن نهايت بلاغت و فصاحت رعايت شده نيست . و ممكن است در اين مقام احتمال ديگر ، بيان آن اين است كه گفته شود : مراد از اللَّه در اين مقام ذات أقدس جل جلاله بوده باشد ، نظر به اين كه استعمال هر لفظ به چند نحو مىشود : اول - آن است كه ذكر شود اسم و اراده شود از آن مسمى ، نظر به اين كه اسم علامت مسمى است ، پس مقصود بالذات مسمى است و ذكر اسم به اعتبار اين است كه علامت مسمى است . دوم : آن است كه مقصود نفس لفظ است ، اول مثل اين كه مىگوئيم اللَّه خالق السماوات و الارضين ، و ثانى مثل اين كه گفته مىشود : اللَّه علم للذات الاقدس الجامع لجميع المحاسن و البريء عن جميع النقائص ، در هر دو مقام لفظ مذكور است و معنى مفهوم ، لكن مقصود بالذات در اول مسمى است و ذكر اسم به جهت توصل به آن است ، و در ثانى به عكس اين است ، يعنى مقصود بالذات ذكر لفظ است ، و انتقال به مسمى به جهت بودن لفظ است علامت آن ، نظر به اين كه انتقال به علامت مستلزم انتقال به ذى العلامة است در حق عالم به حقيقت حال ، پس با اين قسم باز توصل و استعانت به اسم متحقق خواهد بود . بنابر اين الرحمن الرحيم صفت اللَّه خواهد بود . و ممكن است كه گفته شود تقدير كلام به اين نحو بوده باشد أبتدأ في القراءة مثلا متبركا باسم اللَّه الرحمن الرحيم أو مستعينا به ، و در اين وقت ظرف متعلق به متبركا يا به مستعينا خواهد بود ، يعنى ابتداء مىكنم در قرائت حمد يا مىخوانم اين سورهء مباركه را در حالتى كه تبرك جوينده‌ام به اسم خداوند عالم كه روزى دهندهء كافهء مخلوقين است در دار دنيا ، و بخشنده است در دار آخرت به شرط ايمان .