سيد محمد باقر شفتي

166

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

پس مىگوئيم : بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم كه از جملهء آيات مباركهء اين سوره و ساير سور است ، متعلق حرف جر در آن محذوف است ، متعلق بالمقايسه به فعلى كه اين بسمله قبل از آن مذكور مىشود معلوم مىشود ، مثل آكل در حين ارادهء اكل و أشرب در حين ارادهء شرب ، و ألبس حين ارادهء لبس ، و أكتب حين ارادهء كتابت و أقوم حين ارادهء قيام ، و أقرأ حين ارادهء قرائت و هكذا ، و ممكن است تقدير ابتدأ در جميع اينها . بعد از آن كه اين مطلب دانسته شد مىگوئيم : قرائت هر گاه متعلق به چيزى بوده باشد كه بسمله جزء او نبوده باشد ، مثل سورهء برائت و أدعيه و غير اينها در اين صورت توصل به بسمله در قرائت آن چيز ظاهر است . و اما هر گاه مقصود قرائت چيزى بوده باشد كه بسمله جزء او بوده باشد ، مثل سورهء حمد و غير آن از سور قرآنيه سواى برائت ، در اين صورت توصل به بسمله از بابت توصل به جزء چيزى است بالاضافه به كل آن . و به عبارت اخرى توصل به جزء سوره است در قرائت ما عداى آن جزء از بقيهء اجزاى آن سوره . بعد از بيان اين مطلب مىگوئيم : اگر مراد از اللَّه در بسمله لفظ جلاله است پس اضافهء اسم به آن اضافهء بيانى خواهد بود ، حاصل معنى در اين وقت اين خواهد بود كه استعانت مىجويم در اين قرائت به نامى كه آن لفظ جلاله است . و ممكن است مراد از اسم ظاهر او نبوده باشد بلكه مراد مسمى بوده باشد ، در اين وقت اضافهء لامى خواهد بود ، و ثانى أقرب است به حسب معنى چنانچه اول أقرب است به حسب لفظ ، و الرحمن الرحيم بنا بر ثانى صفت خواهد بود نسبت به مسمى . و همچنين است بنابر اول به اعتبار دلالت لفظ بر مسمى . و اما بنابر اصطلاح اين كه اسم عبارت از ذات ملحوظ مع الصفه است ، پس امر ظاهر است .