سيد محمد باقر شفتي
165
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
خواه در اثناى نماز بوده باشد يا خارج نماز ، و حكم به اين كه از امور موظفهء در نماز است ممكن نيست ، اگر چه سياق بعضى نصوص معتبره موهم توظيف آن است . دوم : آن است كه آيا اين استحباب در حق قارى است يا در حق مستمع ؟ بلكه در حق سامع نيز ثابت است ، امر در خارج نماز سهل است ، كلامى كه هست در اثناى نماز است ، مثل اين كه امام تلاوت نمود أمثال آيات مذكوره را . آنچه در حق امام ثابت هست بعد از فراغ از تلاوت آيات در حق مأموم جائز هست يا نه ؟ ممكن است تفصيل داده شود ما بين الفاظى كه مشتمل بر سؤال و خطاب با خلاق عالم جل شأنه بوده باشد ، يا مصداق استغفار و ذكر بوده باشد يا نه ، اگر مشتمل بر سؤال و خطاب بوده باشد ، مثل اللهم اجعلني ، أو اللهم ارزقني ، أو لا تجعلني و لا تعذبني و نحو اينها ، جواز أمثال اينها در حق مأموم محل اشكال نبوده باشد . و همچنين استغفار مثل اين كه امام تلاوت كرد * ( « وَاسْتَغْفِرْه إِنَّه كانَ تَوَّاباً » ) * مأموم بگويد أستغفر اللَّه ربي انه تواب . يا آن كه كلام مشتمل بر تعظيم و ثناى الهى جل شأنه بوده باشد آن نيز محل اشكال نيست . بنابر اين دور نيست بعد از فراغ امام از سورهء توحيد جائز بوده باشد در حق مأموم كه بگويد كذلك اللَّه ربي ، نظر به اين كه اشاره است به آنچه مدلول عليه است به تمام سوره ، پس مدلول آن ثناء و تعظيم بارى تعالى شأنه است ، و جواز مثل اين در جميع احوال صلاة در حق قاطبهء مصلين ثابت و مسلم است . مبحث پانزدهم ( در بيان معنى حمد است ) بدان كه مناسب در اين مقام اين است كه بيان شود تفسير سورهء مباركهء حمد و توحيد به نحو مختصرى كه عامهء ناس باعانة اللَّه الموفق المجيد از آن منتفع شوند ،